هرچی – چرا امپراتور سرمربی استقلال نشد؟

به گزارش “ورزش سه”، این سرمربی ترک که آخرین شغل او هدایت تیم ملی ترکیه بوده و به واسطه لغو قرارداد با فدراسیون فوتبال ترکیه مبلغی در حدود ۳ و نیم میلیون یورو سالیانه از مجموعه فوتبال ترکیه دریافت می کند در شرایطی پای میز مذاکره با استقلال نشست که نامش به عنوان نامزد هدایت تیم هایی مثل ترابوزان اسپور به گوش می رسید. فاتح تریم یک شخصیت ویژه در فوتبال ترکیه است که قطعا در صورت حضور در ایران می توانست گرمای مجددی به فوتبال ایران ببخشد. 
 

نکته اینجا بود که در رسانه های ایران نوعی ناباوری درباره قرارداد یا مذاکره با فاتح تریم وجود داشت؛ اما وقتی مصطفی دنیزلی سرمربی مشهور ترک در شبکه تلویزیونی تی آر تی درباره پیشنهاد استقلال به تریم و واکنش او به این قرارداد صحبت کرد، موضوع از حد شایعه فراتر رفت. تریم در هفته گذشته در دو جلسه مختلف با نماینده استقلال در استانبول به گفت و گو نشسته و کم و کیف این پیشنهاد را بررسی کرد.

نکته بسیار مهم در قرارداد تریم موضوع مالی است که البته با توجه به وجهه و سطح این مربی در سطح جهان چندان هم عجیب نیست. تریم، مربی است با دستمزدی در حول و حوش ۴ میلیون دلار که این پول را از تیم ملی ترکیه دریافت می کرده است. طبعا این مربی به سختی حاضر است با اعدادی پایین تر از این حد به کار خود ادامه دهد، چراکه برای مربیان در این سطح حفظ کلاس مالی و پرستیژی که عدد قرارداد به آنها می بخشد از اهمیت بسزایی برخوردار است. 

اینکه تریم در گفت و گوی خود با نماینده استقلال جزییات کاملی از شرایط باشگاه استقلال را سوال کرده و به امیر سلطانی به شوخی گفته باید پیشنهادی به وی بدهد که بتواند از خیر دستمزد ۴ میلیون یورویی فدراسیون فوتبال ترکیه بگذرد. بنابراین بحث حضور تریم در فوتبال ایران عملا تبدیل به یک مساله مالی شده و هیچ تیم دیگری در ایران توانایی پرداخت ۴ میلیون یورو را به یک مربی ندارد. اگرچه در فوتبال جهان پرداخت ها به اعداد بالاتری رسیده و حضور اسپانسرها و درآمدهای بیشتر این ولخرجی ها را گارانتی می کند؛ اما سفره ای کوچک نگه داشته شده فوتبال در ایران مانع از مخارجی در این سطح می شود.

حال آنکه حضور مربی در ابعاد تریم در فوتبال ایران می توانست خبر بسیار خوبی برای هواداران استقلال باشد و تاثیر بزرگی در روند آینده این تیم بگذارد. باشگاه استقلال که نام فاتح تریم را به عنوان یکی از گزینه ها مطرح کرده، کماکان مشغول جستجو برای استخدام سرمربی خارجی است و گفته می شود نام سرمربی خارجی استقلال روز دوشنبه اعلام خواهد شد.

نوشته هرچی – چرا امپراتور سرمربی استقلال نشد؟ اولین بار در هرچی پدیدار شد.

دومین شب مراسم عزاداری حضرت ابه همراهعبدالله الحسین علیه‌السلام

دومین شب مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت ابه همراهعبدالله الحسین علیه‌السلام و اصحاب به همراهوفای ایشان، امشب (پنجشنبه‌شب) به همراه حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار انجام گرفت.
منبع

نوشته دومین شب مراسم عزاداری حضرت ابه همراهعبدالله الحسین علیه‌السلام اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.

جهان نيوز – عزاداری هزاران عاشق حسینی در لبنان

به گزارش جهان نيوز، به نقل از پایگاه اینترنتی العهد، حزب الله لبنان به همراه هزاران نفر از عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام با شعار «پیروزی و عزت نفس» دسته عزاداری امام حسین علیه السلام را در شهرک عربصالیم به راه انداختند.
بر این اساس، هزاران نفر از عزاداران حسینی اهالی این شهرک مراسم عزادارای و سینه زنی را از مقابل مسجد سید الشهدا در شهرک آغاز کردند و تا خیابان‌های اصلی آن ادامه دادند.
شرکت کنندگان در این مراسم شعارهای وفاداری به سید و سالار شهیدان علیه السلام و خواهر گرامیشان حضرت زینب عقیله بنی هاشم سلام الله علیها سر دادند.


منبع: باشگاه خبرنگاران

نوشته جهان نيوز – عزاداری هزاران عاشق حسینی در لبنان اولین بار در هرچی پدیدار شد.

جهان نيوز – عزاداری هزاران عاشق حسینی در لبنان

به گزارش جهان نيوز، به نقل از پایگاه اینترنتی العهد، حزب الله لبنان به همراه هزاران نفر از عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام با شعار «پیروزی و عزت نفس» دسته عزاداری امام حسین علیه السلام را در شهرک عربصالیم به راه انداختند.
بر این اساس، هزاران نفر از عزاداران حسینی اهالی این شهرک مراسم عزادارای و سینه زنی را از مقابل مسجد سید الشهدا در شهرک آغاز کردند و تا خیابان‌های اصلی آن ادامه دادند.
شرکت کنندگان در این مراسم شعارهای وفاداری به سید و سالار شهیدان علیه السلام و خواهر گرامیشان حضرت زینب عقیله بنی هاشم سلام الله علیها سر دادند.


منبع: باشگاه خبرنگاران

نوشته جهان نيوز – عزاداری هزاران عاشق حسینی در لبنان اولین بار در هرچی پدیدار شد.

گفتگو به همراه فریبرز لاچینی پس از سال ها سکوت

هفته نامه صدا – رضا نامجو: فریبرز لاچینی در میان موسیقی دانان و موسیقی نوازان ایرانی، – دست کم آن طور که ما می دانیم – تنها فردی هست که هنوز هم آثارش در دنیا خریدار دارد و ناشر کارهای بتهوون و دیگر بزرگان موسیقی از جمله واگنر و ارف و دیگران، خواهانِ آثارش هستند. او در ایران افزایش به همراه مجموعه آلبوم های «پاییز طلایی» شناخته انجام گرفته هست؛ اما یک سه گانه به همراه نام «مرثیه» هم دارد. آن طور که در بیوگرافی های منتشر انجام گرفته از او وجود دارد، به این موضوع اشاره انجام گرفته هست که «مستندسازی و علمی انجامن زیاد از هزار قطعه پاپ و فولکلور ایران در مجموعه بوی دیروز را انجام داده هست.»

«فریبرز لاچینی» سوم منطقهیور ۱۳۲۸ هجری شمسی به دنیا آمده هست و از ۱۰ سالگی وارد هنرستان عالی موسیقی انجام گرفته هست. در کودکی به همراه کانون پرورش در زمینه موسیقی همکاری انجام و در آغاز جوانی زیاد از صد قطعه برای خوانندگان پاپ آن دوره ساخت تا به «فریبرز لاچینی» تبدیل انجام گرفت که آن زمان نامش را در کنار خوانندگان معروف آن روزها می دیدند.

کار حرفه ای خود را به همراه نوشتن موسیقی برای کودکان، به همراه خلق اثر به یادماندنی «آواز فصل ها» و «رنگ ها»، در سن ۱۸ سالگی شروع انجام و حیاتی تر از آن، موسیقی آغازین پلن کودک تلویزیون ایران که سال ها پخش می انجام گرفت،ساخته او بود. ساز تخصصی لاچینی پیانو هست و وقتی به کارنامه او نگاه می کنید، در می یابید او دستی گران بر آتش موسیقی فیلم داشته هست. به علاوه آهنگسازی قطعا ماندگاری از موسیقی پاپ ایران از جمله «گل گلدون من»، «سیب»، «آوازهای سرزمین خورشید» (یکی از موفق ترین آلبوم هایی که به همراه صدای خانومده یاد محمد نوری منتشر انجام گرفته) را هم او انجام داده.

 

گفت و گو به همراه فریبرز لاچینی پس از سال ها سکوت

لاچینی چنان در عرصه موسیقی خوش درخشید که کمپانی آلمانی (ناشر آثار موسیقی) به نام اسکات موزیک (Schot Music) به همراه سابقه درخشان ۲۷۰ ساله در نشر موسیقی کلاسیک، برای همکاری از او دعوت انجام و نشر کلیه آثار فریبرز لاچینی را در سطح گسترده و جهانی در پلن کاری خود قرار داد. این همان کمپانی هست که گفته انجام گرفت در این ۲۷۰ سال آثار افرادی چون بتهوون را منتشر انجامه هست. به بهانه سالروز تولد این آهنگساز نامدار ایرانی (سوم منطقهیور، ماه) به همراه او گفتگویی انجام داده ایم.

در سال های گذشته جناب آقا چشم آذر به عنوان یکی از شناخته انجام گرفته ترین موزیسین های ایرانی بعد از سال ها به صحنه به همراهزگشتند و کنسرت های خود را برگزار انجامند. سوال اینجهست که چرا شما در این زمینه اقدام نمی کنید؟ به نظر می رسد خیلی ها معتقدند تولید آلبوم در ایران ضررده هست و بهتر هست افزایش در حوزه اجرا کار خودشان را پیگیری کنند؟!

– اتفاقا همین تعداد وقت پیش بود که در کنسرت جناب آقا حامی دعوت انجام گرفته بودم و تعداد قطعه را هم اجرا انجامم. به همراه یک تهیه کننده هم در این زمینه صحبت انجامه ام و بنهست در ادامه این مسئله را پیگیری کنیم. بحث بر سر این هست که افزایش صحبت بر سر محدودیت های مالی هست که به صورت حتم امیدوارم برطرف شود. به صورت حتم یک کار هم در حوزه ساز پیانو و حرکات موزون داشتم که اعلام انجامند تا اطلاع ثانوی اجرای این طرح قدغن هست و نمی شود رویش حساب انجام. حالا فرض کنید کنسرت بگذاریم؟ واقعا تعداد نفر در ایران هستند که حاضرند موسیقی بدون کلام را بشنوند.

اگر بخواهید مجموعه ای از آثار مورد توجه آقام قرار گرفته را به روی صحنه ببرید به همراهز هم مورد هستقبه همراهل قرار نمی گیرد؟

– خب به همراهز فرض کنیم اولین اجرای ما نیکو به همراهانجام گرفت و بخواهیم در اجراهای بعدی از نواخانومده های مطرح هستفاده کنیم. به نظرتان در خوشبینانه ترین حالت ممکن نیمی از تالار وحدت پر می شود؟ آن هم برای موسیقی بی کلام؟! احتمالا به همراهید سراغ سالن های کوچک مثل نیاوران بروم. من خیلی به این اتفاق خوشبین نیستم. تهیه کننده و سرمایه گذار انتظار دارد هزینه ای که تقبل انجامه برگردد. من هم به آنها حق می دهم. به صورت حتم مدتی هست بحث هایی در این زمینه مطرح انجام گرفته و طرح هایی ارائه انجام گرفت که بعضی از آنها ابداًحیه خورده و امیدوارم تا یک ماه و نیم دیگر تکلیف این موضوع روشن شود.

 

در نهایت این احتمال وجود دارد که به روی صحنه بروم. نواخانومده ها و آهنگسازان دل خوشی از کپی رایت ندارند و اگر بنا به همراهانجام گرفت چشم انتظار اتفاق به همراهشند افزایش در زمینه کنسرت، حضور در تیتراژ یک سریال یا فیلم به همراهید آن را جستجو کنند. در زیادی از موارد هم که این امکان ها افزایش برای خواننده ها وجود دارد. حالا سوال اینجهست که تکلیف نواخانومده ها چیست؟ اجازه ندارم اسمی از کس خاصی را بیاورم ولی نواخانومدگان زیادی را می شناسم که در وضعیت بدی در حال گذران خانومدگی هستند.

 

به همراهز هم می گویم این وضعیت مختص به ایران نیست. به صورت حتم در ایران کمی وضع دشوار تر هست اما در آن طرف۶ دنیا هم زیادی از نواخانومدگان درجه یک در مترو ساز می خانومند. به نظرم سیستم تغییر انجامه دهه هفتادی ها موسیقی دیگری را می خواهند. خب حق هم دارند. یک زمانی جناب آقا لشگری و عارف و ویگن کار می انجامند، این نسل زانیار و سیروان خسروی را می خواهند. افزایش مخاطبه همراهن شان هم زیر ۳۰ سال سن دارند. در آن طرف دنیا هم به صورت حتم شرایط همین طور هست. به همین دلایل هست که ترجیح می دهم کارهای خودم را ادامه دهم.

 

گفت و گو به همراه فریبرز لاچینی پس از سال ها سکوت

افرادی که علاقه مند به پیگیری کارهای شما هستند هنوز گل گلدون، سیب و زیادی از کارهای دیگرتان در خاطرشان هست. مجموعه ای از قطعاتی که پیش از انقلاب منتشر انجام گرفت از آثار ماندگار شمهست. زیادی از افراد هم شما را به همراه آلبوم بی کلام «پاییز طلایی» که بعدا سری دوم، سوم و چهارمش منتشر انجام گرفت به یاد می آورند. سوال اینجهست که به همراه وجود اطلاع از علاقه بخش زیادی از آقام به کارهای به همراه کلام و خواننده چطور ریسک انتشار آلبوم های بی کلام را به جان خریدید؟ از سوی دیگر چرا دیگر رویدادی از همان کارهای بی کلام هم نیست؟

– همانطور که شما اشاره انجامید پیش از انقلاب به همراه زیادی از خوانندگان مطرح آن سال ها آثاری را منتشر انجامم که خوشبختانه جای خودشان را در حافظه شنیداری آقام پیدا انجامند. مسئله این هست که سال ههست در زیادی از کشورهای دنیا موسیقی و سینما ورشکسته هستند. خود شما بگویید فروش سی دی در سال گذشته در به همراهزار موسیقی چطور بوده هست؟ من نمی گویم مسئله محدود به به همراهزار موسیقی ایران هست؛ این وضعیت در تمام کشورهای دنیا به وجود آمده.

 

مشکل اصلی ما افزایش به چالش هایی مربوط می شود که در حوزه کپی رایت به همراه آن مواجه هستیم. به صورت حتم این مسئله مختص به ایران نیست. به محض انتشار یک اثر روی سایت شخصی من که برای فروش گذاشته انجام گرفته آن را کپی انجام میدهند و می فروشند. امروز می شود گفت سایت من ورشکسته انجام گرفته هست و به زودی بسته خواهد انجام گرفت.

سوال من به صورت حتم به عقبت تر بر می گردد. شما وقتی بعد از مهاجرت تان به ایران به همراهزگشتید، ترجیح دادید افزایش در زمینه موسیقی بی کلام کار کنید؛ چرا؟

– من نزدیک بیست سال هست که دیگر در حوزه موسیقی به همراه کلام کار نمی کنم. کاری هم که به همراه صدای جناب آقا غلامعلی و آهنگسازی من منتشر انجام گرفته مربوط به موسیقی فیلم بود. الان هم به صورت حتم نسل جوانی آمده که خیلی نیکو کار می کند و طرفداران خودش را دارد. مخاطبه همراهن آنها افزایششان جوان های دهه هفتادی هستند. من ترجیح دادم در این سال ها افزایش در حوزه کتاب کار کنم. در این زمینه به همراه ناشری که کتاب های پیانو را منتشر می کند همکاری می کنم. این کتاب ها در تمام دنیا چاپ انجام گرفته اند و فروش خودشان را هم دارند. حجم این آثار حالا دیگر نزدیک به ۶۰۰ کتاب را شامل می شود.

کار انجامن در این زمینه برای تان آورده مالی دارد؟

– رهستش نه آنطور که به همراهید. من بعد از تحمل دشواری های زیاد برای نوشتن یک کتاب آن را برای فروش روی سایت می گذارم اما عده ای هستند که تعداد نسخه از آن را می خرند و بعد به طور با هم آن را در اینترنت پخش انجام میدهند. این کار برای من هیچ درآمد مالی ندارد. می شود گفت به نسبت زمانی که روی شان می گذارم حتی خرج شان را هم در نمی آورند. الان وضعیت طوری هست که حتی دستمزد نیروهایی که برای این سایت کار انجام میدهند را هم نمی توانم بپردازم.

 

احتمالا تا یک ماه دیگر این پایگاه هم برای همیشه تعطیل خواهد انجام گرفت. کپی انجامن، مشکل اصلی مهست. آقام هم به صورت حتم عادت انجامند و نمی شود از آنها انتظار دیگری داشت. در حوزه های دیگ رهم همینطور هست. بهترین فیلم هایی که در اکران هستند در اینترنت می شود آنها را کپی انجام. به صورت حتم وضع خواننده ها کمی متفاوت هست چون آنها کنسرت برگزار انجام میدهند و می توانند از آن راه درآمدی کسب کنند. در مورد آهنگساز، نویسنده و … اما فکر می کنم وضع دشواری هست.

به همراه وجود همه این دشواری ها دلیل این که تاکنون نزدیک به ۶۰۰ کتاب در زمینه پیانو منتشر انجامه اید چیست؟

– قبل از پاسخ به این سوال بد نیست بدانید بر اساس برآوردهایی که در دنیا انجام انجام گرفته بود من اولین کسی هستم که در زمینه کتاب های موسیقی این تعداد اثر را نوشته ام. قابلیت این کتاب ها قابل اجرا بودن شان برای همه نواخانومده ها در سراسر دنیهست. ببینید از نظر من کار انجامن در حوزه مکتوب و نوشتن کتاب هایی در زمینه موسیقی تاثیر به مراتب افزایشی در مقایسه به همراه انتشار آلبوم و یا حتی به روی صحنه بردن کنسرت دارد.

 

شما می دانید کسانی که می توانند از این آثار هستفاده کنند به همراه اختلاف معناداری زیاد از کسانی هست که می توانند به موسیقی شما گوش دهند. به همین خاطر هم هست که من مدت ههست تصمیم گرفته ام افزایش فرصتم را در همین زمینه صرف کنم و از این کار لذت می برم. در حوزه کپی رایت وضعیت در خارج از ایران کمی بهتر از داخل هست. آنجا برای انتشار یک اثر بین ۳ تا ۷ هزار دلار عنوان مولف می گیرید.

 

گفت و گو به همراه فریبرز لاچینی پس از سال ها سکوت

وجه تمایز کتاب شما به همراه سایر کتاب های تعلیم نت و ملودی در کجهست؟

– در زمینه انتشار این کتاب ها کار ویژه ای انجام داده ام. این آثار از طریق سایت خودم قابل عرضه هستند. شیوه خاصی را برای تعلیم یک آهنگ در نظر گرفته ام به این صورت که آن ملودی را در تعداد ورژن ساده، متوسط و دشوار ارائه داده ام اما اتفاق جالب و عجیب این هست که عزیزانی که کتاب را از روی سایت بر می دارند در جاهای دیگر هم پخشش انجام میدهند و برخی از این افراد هم علاوه بر این که در محتوای کتاب دست می برند، آن را به اسم خودشان منتشر انجام میدهند.

بعد از حادثه تلخی که دو سال پیش اتفاق افتاد، مشکلات جسمی تان مرتفع انجام گرفت؟ منظورم همان آتش سوزی منزل تان هست؟

– خوشبختانه بله. یک سوختگی سطحی بود که آسیب جسمی جدی در پی نداشت.

در کارنامه حرفه ای شما موسیقی فیلم نقش پررنگی دارد. از دیگران هم شنیده ام مراجعات زیادی به شما می انجام گرفت تا در یک به همراهزه محدود روی موسیقی فیلم های زیادی کار کنید. چرا سال ههست دیگر به سراغ این تجربه نمی روید؟

– الان همه چیز نسبت به گذشته تغییرات فراوانی انجامه هست. هنرپیشه ای که دوست دارد در یک فیلم به همراهزی کند (که ممکن هست به همراهزیگر بدی هم نبه همراهانجام گرفت) پول می دهد تا به او نقش بدهند و معروف شود. کسانی هستند که پول می دهند تا بتوانند فیلم بساخانومد. کسانی هستند که حاضرند پول بدهند تیتراژ یک سریال را بخوانند.

 

خلاصه در حال حاضر درآمدی در کار نیست و طبیعی هست که نمی شود کار انجام. به صورت حتم هنوز در حوزه خوانندگی سفارش هایی در کار هست اما چون در حوزه تخصصی من نیست ترجیح می دهم دربه همراهره اش صحبت نکنم. به صورت حتم من حق را به کارگردان ها و عوامل ساخانومده می دهم چون آنقدر هزینه ها به همراهلا رفته که دیگر برای آنها صرف نمی کند به سراغ کسانی بروند که در حوزه موسیقی فیلم کارنامه قابل دفاعی دارند.

دربه همراهره انتشار آلبوم فرض کنید شما می خواهید تجربه ای را پشت سر بگذارید. خب دست کم به همراهید ۵۰ میلیون تومان هزینه کنید و بعد آن را ارائه دهید. سرمایه گذار و تهیه کننده هم حاضر نیست بیاید و در این راه سهیم شود. سوای این بحث، کار شما تا منتشر می شود می بینید همه سایت ها کپی انجامه اند و دیگر کسی حاضر نیست آلبوم تان را بخرد. خواننده ها به صورت حتم کمی دست شان به همراهزتر هست اما آنها هم برای گذران خانومدگی و تامین هزینه ها فقط می توانند روی کنسرت حساب به همراهز کنند.

 

در روزگاری خانومدگی می کنیم که کامپیوتر جای رادیو و گرامافون را گرفته. دیگر شما نمی بینید کسی برای تهیه کتاب مورد علاقه اش در کتابخانه یا کتابفروشی حاضر شود و بعد از ورق زدن کتاب، اگر به همراهب طبعش بود برای خریدنش اقدام کند. فضای مجازی این مسائل را تحت تاثیر خودش قرار داده هست.

این گفتگو به بهانه تولد شما شد و بنا داشتیم فضایی فراهم شود برای مرور خاطره ها و تاثیری که شما در حوزه موسیقی پاپ گذاشتید، اما ظاهرا بحثی آسیب شناسانه در گرفت و تلخی این مفاهیم هم روی اصل گفتگو سایه انداخت. موافقید کمی از این فضا فاصله بگیریم؟

– من به همراه تعبیر تلخ موافق نیستم. اینها واقعیت هایی هست که به همراهید به همراهورشان کنیم. انسان در یک محدوده سنی تکمیلا مشخص فرصت دارد. در حوزه موسیقی که موضوع بحث مهست شرایط به گونه ای هست که اگر شما به این واقعیت برسید و به همراه آن کنار بیاید هم پربه همراهرتر می شوید و هم آسوده تر روزگار می گذرانید. امروز یک جوان دهه هفتادی موسیقی من را درک نمی کند و دنبه همراهل موسیقی هایی هست که حالا مد هستند. در اینجا درصدد این نیستم که بگویم کدام یک از این آثار نیکو هستند و کدام بد. ابداً بحث نیکو و بد بودن نیست. به همراهید واقعیت را بپذیریم. بنابراین به همراهز هم تکرار می کنم موضوع تلخ نیست، واقعیتی هست که همگی به همراهید به همراهورش کنیم.

 

گفت و گو به همراه فریبرز لاچینی پس از سال ها سکوت

به همراه این وجود اگر خاطره ای در ذهن دارید نقل کنید تا فضا کمی شیرین تر شود..

– اول این را بگویم که وقتی بنا انجام گرفت گفتگو را انجام بدهیم گفتم کامپیوترهای دفتر کارم به همراه مشکل مواجه انجام گرفته اند و الان افزایش ذهنم درگیر آن هست؛ اما حالا که اصرار می کنید بگذارید کمی فکر کنم و ببینم چه چیزی به یادم می آید..

بله فکر کنید..

– یادم آمد! سال ها پیش ما در طبقه به همراهلای هستودیویی بودیم و در طبقه پایین داشتند افکت های یک فیلم اکشن را ضبط می انجامند. سروصداها آنقدر ادامه پیدا انجام که رفتم پایین تا بگویم ملاحظه کنید. ناگهان به همراه صحنه جالبی مواجه انجام گرفتم و دیدم آنچه فکر می انجامم افکت هست، یک دعوای واقعی از آب درآمد. تهیه کننده و کارگردان و به همراهزیگر به جان هم افتاده بودند. احتمالا بندگان خدا درگیر مشکلات مالی بودند. خلاصه این که من فکر می انجامم صدا از افکت هست اما دوستان واقعا به جان هم افتاده بودند. نیکو هست آقام پشت صحنه را نمی بینند و فقط آنچه جلوی دوربین هست مقابل چشمان شان صف آرایی می کند.

در پایان می خواهم برای مان از دلمشغولی های این روزهای تان بگویید. منظورم کاری هست که از جان و دل انجامش بدهید؟! ابداً چنین دلمشغولی دارید؟

– بله. اتفاقا یک تجربه خیلی نیکو دارم که دوست دارم دربه همراهره اش بگویم. امروز افزایش فعالیت های من که دلمشغولی اصلی ام را هم به خود اختصاص داده کار در حوزه موسیقی کودکان ۳ تا ۶ سال هست. درگیری هایی که به همراهعث انجام گرفته زیادی از روزها برای این منظور به همراه کودکان در زمینه موسیقی کار کنم. این بچه ها فوق العاده اند و نبوغ عجیب و غریبی دارند. به همراه توجه به این که در حوزه موسیقی نماینده خاورمیانه یونسکو هستم هستعدادهای موجود در میان این بچه ها را به کشورهای مختلف معرفی می کنم.

 

بچه هایی که علاقه مند هستند، می روند و موسیقی شان را ادامه می دهند اما در ابتدا کارهای بیسیک را زیر نظر خودم انجام می دهم. خیلی از آنها از راه های دور و از منطقهستان ها سر کلاس می آیند. تمام دلخوشی ام این هست که این بچه ها راهشان را ادامه می دهند و جلوتر می روند.

 

در این تعداد سال تمام وقتم را برای تعلیم کودکان گذاشتم و صادقانه می گویم این شیرین ترین کاری هست که انجام می دهم و از آن لذت می برم. امیدوارم زیادی از آنها راهشان را ادامه بدهند و موزیسین های موفقی بشوند. دوست دارم تمام آنچه را آموخته ام به هستعدادهای این آب و خاک منتقل کنم. نمونه کارهایی که بچه ها انجام می دهند از تشخیص نت گرفته تا پیشرفت شان در سلفژ و … را در سایت شخصی ام و فضای مجازی گذاشته ام. می توانید به آنجا سری بخانومید و ببینید چه هستعدادهایی هستند.

 

به صورت حتم صحبت بر سر این نیست که من آنها را به اینجا رسانده ام. موضوع اصلی وجود چنین هستعدادهایی هست، از جان و دلم برای شان وقت می گذارم و مطمئنم در آینده خیلی از آنها موزیسین های زیاد زیاد حیاتیی خواهند انجام گرفت. این بزرگ ترین یادگاری هست که از خودم بر جای می گذارم. این که درخوهست ساختمان داشته به همراهشم ثروت فراوان را می خواهم چه کار کنم؟

منبع

نوشته گفتگو به همراه فریبرز لاچینی پس از سال ها سکوت اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.

اعلام آمادگی به همراهرزانی برای تعلیق دو ساله فرآیند جدایی

منابع آگاه تایید انجامه اند که رییس اقلیم انجامستان عراق به اطلاع ایاد علاوی رسانه هست که آماده همکاری برای محدود انجامن بحران فزاینده میان بغداد و اربیل هست.

اعلام آمادگی به همراهرزانی برای تعلیق دو ساله فرآیند جدایی

به نقل رویدادنگار «منطقه موزیک»، منابع آگاه به الشرق الاوسط گفته اند مسعود به همراهرزانی در نامه ای به معاون رییس جمهور عراق اعلام انجامه که حاضر هست برای انجام گفتگوهای ساخانومده و دستیابی به توافقی که تمام مسائل و موضوعات را حل کنند و آینده آقامشان را «بدون تحمیل اقدامات غیرقابل جبران» بساخانومد.

به همراهرزانی به همراه اشاره به حوزه های مورد اختلاف بغداد و اربیل، از جمله هستان نفت خیز کرکوک، به همراهید تابع مقررات اصل ۱۴۰ قانون اساسی به همراهانجام گرفت که و نقض چنین اصولی به همراهید به شیوه ای برخورد کنند که مشارکت ملی و پاسخگویی به منافع تمام طرف ها را تعمیق کند.

او همچنین در پاسخ به ابتکار ایاد علاوی گفت: «فراخوان شما برای حل مسائل مورد مناقشه و رد تهدید و عدم انعطاف جریان مسائلی هستند که ما از زمان آغاز بحران و زمان پیشنهاد برگزاری همه پرسی ای که سرنوشت ما را معلوم می کند، درخوهست انجامیم».

او اضافه انجامه هست: «ما ابتکار شما را پذیرفته ایم و آماده همکاری به همراه شما هستیم».

دوشنبه گذشته، علاوه از به همراهرزانی خوهست تا نتیجه همه پرسی را تعلیق کند تا در یک مرحله انتقالی ساخانومده گفتگوی مسئولانه و ساخانومده ملی برای رسیدن به توافقی که همه جهات اختلاف را در نظر بگیرد و به شیوه ای که میراث مشترک را حفظ کند و به یک عراق دموکراتیک فدرال متحد دست یابد منجر شود، انجام پذیرد.

علاوی همچنین از  دولت مرکزی و شماری از احزاب سیاسی خوهست تا از زبه همراهن تنش زا و کینه جویانه خودداری کنند.

منبع

نوشته اعلام آمادگی به همراهرزانی برای تعلیق دو ساله فرآیند جدایی اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.

فیلمی کوتاه از جنگ های رباتیک آینده و ربات های در دست ساخت

صبانت

فیلمی کوتاه از جنگ های رباتیک آینده و ربات های در دست ساخت

به این مطلب رای دهید



سونوگرافی و ماموگرافی مهر ایرانیان

 تبلیغات اینترنتی در هرچی دات کام

این مطلب را برای دوست خود ارسال نمایید این مطلب را برای دوست خود ارسال نمایید

 

به اشتراک بگذارید :     
 فیس بوک
کلوب
google plus+

 

برچسب ها: ربات، رباتیک، فیلم، فیلم فناوری

این مقاله اختصاصاً برای هرچی دات کام تهیه شده است استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

در هرچی دات کام مشترک شوید و آخرین مطالب و مقالات را در ایمیل خود دریافت نمایید

برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید

نوشته فیلمی کوتاه از جنگ های رباتیک آینده و ربات های در دست ساخت اولین بار در هرچی پدیدار شد.

برادران و خواهران کُرد به همراه کسانی که پلن جدایی را می‌چرخانند بجنگند

خطیب موقت نماز جمعه پایتخت گفت: برادران و خواهران انجام در مسئله رفراندوم به همراه اسرائیل هم دست نانجام گرفته و به گردانندگان این مسئله وصل نشوند.

برادران و خواهران کُرد به همراه کسانی که پلن جدایی را می‌چرخانند بجنگند

به نقل «منطقه موزیک»، آیت الله امامی کاشانی، امام جمعه موقت پایتخت در خطبه های نخست نماز جمعه این هفته به همراه اشاره به اینکه خداوند در طول تاریخ و روی زمین انسانهای هستثنایی را برگزید گفت: خداوند انسانهایی را که خلاصه بشریت هستند را برگزید.انسانهایی که عالم و خدای متعال را نشان می دهند. اینها هستثنایی هستند که اسما خداوند در آنها جلوه انجامه هست.

وی در خطبه های دوم نماز جمعه افزود: امروز به حضرت علی اکبر تعلق دارد، وقتی جوانان ما رهبری مانند علی اکبر دارند حیف هست که همراه او نبه همراهشند. پسران و دختران جامعه الگوی خود را علی اکبر قرار دهید مقداری از معنویات او را در خانومدگی خود وارد کنید تا همیشه به تقوا و دوری از گناه پاکیزه به همراهشید.

خطیب موقت نماز جمعه پایتخت عنوان انجام: وحدت در دل وقتی به وجود می آید که دلها به یک جا و آن خدا متوجه شود. این ممکن نیست مگر به شهادت یعنی به همراهید انسانهایی به همراهشند که در راه خدا ایثار کنند و الگو شوند. به صورت حتم شهیدان به تنهایی کافی نیست. اینها صف اول هستند و صفوف بعدی لازم هست که صفوف بعدی به همراهید به شهادت اعتقاد داشته به همراهشند و بدانند که شهادت امری حیاتی هست.

آیت الله امامی کاشانی گفت: اگر انسانیت به همراهانجام گرفت عدالت، امنیت، صفا، به همدیگر عواطف داشتن و حقوق یکدیگر را رعایت انجامن و این نمی شود جز به همراه شهادت اگر هر ارزشی را دنبه همراهل کنیم به حضرت حسین (ع) می رسیم.

وی افزود: دفاع مقدس در کشور ما این همه ارزش ایجاد انجام و کشور را نجات داد، دشمن را مایوس انجام و این به خاطر مکتب شهادت و افتخار به آنها بود. صف پشت سر شهیدان هم قبول داشتند و به امثال شهید حججی ها افتخار انجامند. پدران و مادران و همسران و فرخانومدان شهیدان به شهیدان به همراهلیدند.

امام جمعه موقت پایتخت گفت: این مکتب انسانیت را رانجام گرفت داد، شهیدان از هر جمعی بودند چه ارتش و سپاه ، اگر دنبه همراهل خون هایی که به زمین ریخته انجام گرفت را بگیریم به گودال قتلگاه می رسیم. ایثار و شهادت هست که برای امنیت تلاش می کند.

آیت الله امامی کاشانی افزود: آقاکی که در آمریکا یاوه گفت و نسبت به ایران چنین حرف های زشت را زد در حقیقت این هست که وی در برابر صف شهادت و شجاعت ها و از خود گذشتگی ها ایستاده همین صف آنها را عصبه همراهنی می کند این اراذل و اوبه همراهش که صهیونیست ها در کنار آنها هستند و عربستان هم از آنها حمایت انجام میدهند از شهادت و شجاعت عصبه همراهنی هستند. وقتی می بینند ایستادگی وجود دارد عصبه همراهنی می شوند عصبه همراهنیت آنها نشان می دهد که چقدر اینها پست هستند.

وی افزود: دربه همراهره برجام دولت در برابر آمریکا ایستاده و رهبری هم فرمودند ما برجام را آتش می خانومیم  ریشه در همین شهادت ها و ایستادگی ها دارد اگر شهادت نبود نمی توانستیم اینگونه محکم حرف بخانومیم.

خطیب موقت نماز جمعه پایتخت خطاب به مسئله رفراندون اقلیم انجامستان اشاره و عنوان انجام: کسانی که این مسئله را طرح انجامند وصل به اسرائیل هستند اگر برادران و خواهران انجام به گردانندگان این رفراندوم وصل انجام گرفته اید به همراهید به آیندگان و فرخانومدان خود پاسخ دهید که کشور عراق را تجزیه انجامید  و چه جنگ هایی را رقم زدید. فریب این دروغگو ها را نخورید. به همراه اسرائیل هم دست نشوید و بجنگید به همراه کسانی که این پلن را می چرخانند.

آیت الله امامی کاشانی به همراه اشاره به اینکه عزت کشور ما به دست عنایت ولی عصر (عج) هست گفت: دست ایشان بر سر کشور هست.وضعی که الان در کشور هست یک فداکاری  و ایثار می خواهد، به معلمان و اساتید و جوانان و دختران و پسران کشور عرض می کنم که شما در ایران اسلامی هستید، نیکو درس بخوانید و دنبه همراهل گناه نروید، مکتب دین و  اخلاق را تقویت کنید که کشور روی شانه شما ایستاده و شما شخصیت های آینده کشور هستید.

وی در پایان به همراه گرامی داشت یاد آیت الله رهستی کاشانی تصریح انجام: آن مرحوم انسان خالصی بود که بعد از تبعید امام اولین کسی که به سراغ امام آمد مرحوم رهستی کاشانی بود که آمد و گفت دور امام حلقه بخانومیم و درس را آغاز کنیم.

منبع: مهر

منبع

نوشته برادران و خواهران کُرد به همراه کسانی که پلن جدایی را می‌چرخانند بجنگند اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.

هرچی – سفر به مناطق خوفناک ایران!

گروه جامعه- رسانه‌ها: برای تجربه هیجان و ترس، نیازی به نشستن پای فیلم های ژانر وحشت هالیوودی ندارید؛ می توانید به قصه ها و افسانه های قدیمی گوش دهید و به تماشای اشکال عجیب و غریب پدیده های طبیعی بنشینید تا هیجان و ترس را از نزدیک بچشید.

 

بارها شینیده ایم که ایران کشوری است چهارفصل و برای هر گردشگری با هر سلیقه ای چیزی دیدنی در چنته خویش دارد؛ از تاریخ‌گردی گرفته تا طبیعت گردی و ماجراجویی. عموما هم ماجراجویی را مساوی با هیجان گرفته اند، اما این بخش در گردشگری بسیار مفصل تر از این هاست.

مدتی است که گردشگری وحشت به یکی از تفریحات جذاب در جهان تبدیل شده است و ما هم میخواهیم به شیوه خودمان، به همین بخش از گردشگری بپردازیم و دلایل علمی این باورها را هم بررسی کنیم. برای این کار، هم سازه های ساخت دست انسان را که موضوع وحشت شده اند، معرفی می کنیم و هم پدیده هایی از طبیعت را می بینیم که از گذشته های دور محلی برای ترس و قصه پردازی بوده اند.

می خواهیم سراغ دودکش جن ها، تالاب ارواح و دره اژدها برویم. جایی را ه می گویند ستاره ای در آن سقوط کرده و نفرین شده را ببینیم و به مکانی برسیم که آن را بخشی از کره مریخ دانسته اند؛ غار آدمکش، قنات تاریک، جنگل جیغ کش و کلبه وحشت.

جنازه ها لای جرز دیوار


قبرستان پیشینه ای طولانی در ترس دارد؛ مخصوصا اگر گورستانی عجیب و غیرمتعارف باشد. قبرستان روستای «تیس» در حوالی شهر چابهار، یکی از آن هاست؛ جایی که از قدیم آن را به «گورستان جن» می شناسند. محلی های این روستا، این باور قدیمی را از والدین خود شنیده اند که زیر این سنگ قبرها اجساد اجنه دفن شده است. چرا چون اندازه سنگ قبرهای این روستا بسیار بزرگ و غیرطبیعی است و روی آن ها اشکال عجیبی دیده می شود.


قصه های عامیانه رایج در منطقه، این ابعاد و اشکال سنگ قبرها را نه کار انسان که کار اجنه می دانند. می گویند کسی تا به حال انسانی ندیده که تیشه برداشته و برای دفن جسدش سنگ سخت را بتراشد.


جالب تر آن که در قصه های منطقه این طور آمده که شب ها اجنه بر سر قبر اجسادشان نشسته، تا صبح عزاداری می کنند و صدای ناله ها و گریه های این عزاداران در تمام روستا می پیچد؛ گرچه یک نفر از اهالی این منطقه می گوید که خودش تاکنون چنین صدایی نشنیده اما پدربزرگش می گوید شب ها صداها عجیبی در روستا شنیده می شد.


روستای تاریخی «تیس» حالا تا ۱۰۰ متری گورستان جن پیش رفته است، اما با این حال غروب که می شود، کمتر کسی جرئت دارد از نزدیکی این گورستان گذر کند، چه رسد به آن که بخواهد یک شب تا صبح کنار این گروهای عظیم الجثه بخوابد.

 

 وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران


گورستان تیس به دلیل وجود سنگر قبرهای بزرگ و عجیبش در میان مردم به محلی برای قصه های ترسناک تبدیل شده است و نمونه آن را می توان در ۳۵ کیلومتر شرق شهرستان «مشکین شهر» در جایی به نام «گورستان یری» هم دید؛ در این گورستان عجیب، ۴۵۰ گور شناسایی شده که ابعاد کوچک ترین آن ها سه متر و بزرگ ترین آن ها هشت متر است. همین هم باعث شده تا این محل همچون «گورستان جن» تیس، محلی شود برای رواج قصه ها و افسانه هایی که غالبا ترسناکند؛ گرچه داستان گورستان های عجیب در ایران فقط منحصر به این دو نیست، اما بهتر است سراغ یکی از عجیب ترین گورستان های ایران برویم که به تازگی کشف شده و هم در علم باستان شناختی مفید بوده و هم ترس و خوف بسیاری را به همراه آورده است. داستان کشف این گورستان، از زلزله ای آغاز شد که هزاران نفر را با خود برد.


سال ۱۳۸۲، زلزله ای بزرگ بم را لرزاند و هزاران انسان را زیر آوارها مدفون ارگ تاریخی بم را ویران کرد. با آغاز مرمت این ارگ، پرده از رازی مخوف نیز برداشته شد؛ راز دفن اجساد کودکان در لا به لای دیوارهای ارگ بم. باستان شناسان، اسکلت ۶۸ کودک و نوزاد را تشخیص دادند که به صورت عمودی لا به لای دیوارهای خشتی و گلی ارگ بم دفن شده بودند.


در مورد این که چرا این کودکان لا به لای دیوار دفن شده اند، بین باستان شناسان اختلاف است. قصه هایی نیز میان کرمانی ها رایج است؛ «فاطمه امینی زاده» کرمانی ساکن تهران، یکی از این داستان ها را برای ما تعریف می کند: «من شنیده ام علت این دفن ها حمله آقامحمدخان قاجار به بم و محاصره یک ساله ارگ توسط اوست. گویی ساکنین ارگ که راهی به گورستان بیرون شهر نداشتند، چاره ای جز دفن اجسادشان در لا به لای دیوار ندیده اند».


البته جدای این قصه که خود را به واقعه ای تاریخی وصل می کند، در بین برخی از مسن ها، داستان های ترسناکی هم از وجود موجودات عجیب و راه و رسم کشتن به ها توسط آن ها رواج دارد. یکی از نکات درباره این شیوه تدفین، آن است که بیشتر اجساد کشف شده، پسر بودند. برخی هم مدعی هستند پس از زلزله سال ۱۳۸۲ معلوم شده که همه اجساد کودکان باستانی نیست و از سده های گذشته هم در دیوارهای بم دفن شده اند. البته هیچ کدام از این نظریه ها توسط کارشناس میراث فرهنگی تایید نشده است و هنوز پژوهشگران در حال به دست آوردن شواهد تازه ای برای این معما هستند.

 

 وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران

•    سوراخ های مرگ: آیین های تدفین قرن ها پیش شکلی متفاوت با امروز داشته است. وجود گورستانی های عجیب در اطراف روستاها و پیدا شدن استخوان های آدمی در مکان هایی که تصوری از قرارگیری جنازه ها در آن نداریم، باعث شده حول آن قصه هایی شکل بگیرد. دفن کودکان لای جرز دیوارهای ارگ بم نمونه ای از آن بود. نمونه دیگر قلعه مقبره های «کوهکن» در نزدیکی شهر «جالق» استان سیستان و بلوچستان است که می گویند روی سوراخ های دیوار آن اسکلت هایی پیدا شده است.

 


حمام های قدیمی، قنات ها و قلعه ها، از مهم ترین مکان هایی هستند که داستان های ترسناک درباره شان گفته می شود. مکان هایی متروک که ظاهرشان هم ترس آور است. یکی از این مکان ها که قصه های زیادی هم دارد، «قنات قصبه گناباد» است که از میان هزاران رشته قنات بازمانده در کشورمان ایران، نامش افسانه های بسیاری را با خود یدک می کشد.


این قنات در بخش مرکزی شهرستان «گناباد» در خراسان رضوی قرار گرفته است و افسانه ها و باورهای مخوفی درباره آن از زمان های بسیار قدیم در می ان مردم رواج دارد. «نرگس جمعه زاده» از اهالی گناباد، برای ما از این باورها می گوید: «من از زبان مادربزرگم قصه این قنات را زیاد شنیده ام. همیشه می گفت ساخت این قنات به این عمق، از دست بشر بر نمی آید و اجنه این قنات را حفر کرده اند».

 

 وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران


او به ما می گوید که براساس همین شنیده های محلی که از قدیم رایج بوده، نام شهر گناباد هم در اصل «جن آباد» بوده و بعدها به شکل «جناباد» و سپس «گناباد» درآمده است.


افسانه ای دیگر ساخت این قنات را به دیوها نسبت داده است. حتی برخی مقنیان هم معتقدند که در زمان های بسیار قدیم، شخصی به نام «طاهر با شناس» به دیوها دستور داد چاهی حفر کننده و به نقب زدن بپردازند و به این ترتیب اولین قنات را احداث کردند.


بنابر اطلاعات تاریخی، درباره زمان دقیق و علت احداث این قنات در بین پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. نخستین کسی که توصیف نسبتا مفصلی از آن آورده، «ناصر خسرو قبادیانی» است، با این حال بیشترین چیزی که درباره اش می دانیم از افسانه هایی است که دهان به دهان میان اهالی این شهر می چرخد.


«رضا سلیمان نوری» خراسان پژوه ساکن «مشهد»، به برخی از این افسانه ها اشاره می کند: «بر طبق یک افسانه، احداث قنات گناباد را به فرمان بهمن یکی از سلاطین قدیم ایران برای کفاره گناهی بزرگ منسوب کرده اند. براساس داستان معروف «دوازده رخ» در شاهنامه فردوسی، بنای قنات در شهر گناباد به قبل از پادشاهی کیخسرو می رسد. گذشته از روایات اسطوره ای که حکایت از قدمت دیرپای این قنات دارد، بررسی های باستان شناسان با استفاده از سفال های جمع آوری شده از کنار دهانه چاه های اصلی، قدمت آن را به دوره هخامنشیان رسانده اند. اما در اکثر متون کهن هر جا که نامی از گناباد به میان آمده نام قنات گناباد از پیشینه کهن تری برخوردار است.»

 

 وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران


قلعه آدم  خوار هم یکی دیگر از دست ساخته های متروک مانده بشر است که محلی برا قصه پردازی شده است. می گویند قرن ها پیش، مردمانی که به روستای «کورعباسلو» در استان اردبیل می رفتند، پس از بازدید از قلعه باستانی «بوینی یوغون» به صورت مرموزی ناپدید می شدند. گویی این قلعه آن ها را می بلعید. کم کم این دژ در میان اهالی روستا به قلعه ای آدم خوار مشهور شد و داستان های بی شماری درباره آن دهان به دهان میان مردم پیچید.


امروز، معمای این قلعه مخوف را به نوعی حل کرده اند. گویی استحکام این قلعه و دیوارهای مرتفع ۳۰۰ متری اش، آن را از دو طرف غیرقابل نفوذ کرده بود. هر بار که بازدیدکننده ای به سوی دیوارهای مرتفعش روانه می شد، دیگر باز نمی گشت. گویا چون بازدیدکننده ها از سوی به قلعه رفته و از سوی دیگر بر می گشتند، گمشده تلقی می شدند. با وجود این به گفته «سوسن پیرفرشی» یکی از شهروندان اردبیل، قصه های قدیمی این قلعه آدم خوار هنوز میان برخی اهالی رد و بدل می شود. او می گوید با وجود توجیه باستان شناسان، قصه ها همچنان به صورت سینه به سینه راه خود را می روند.

فقط دست ساخته های بشر نیستند که محل ترس می شوند، طبیعت شگفتی های بسیاری در خود جای داده است زمین اگر دست به کار شود، می تواند پدیده هایی خلق کند که اعجاب و شگفتی انسان را برانگیزد.

•    خرابه های پرقصه: دست ساخته های متروک شده انسان، به مرور زمان مکان هایی برای شکل گیری قصه ها و افسانه های عموما ترسناک می شوند. قلعه های تاریخی و متروک، یکی از مهم ترین آن ها هستند. از این دست قلعه ها که حالا قصه هایی تقریبا شبیه به م دارند و در افسانه های محلی، عموما این قلعه های متروک را خانه جن و ارواح دانسته اند، قلعه «زاهدان کهنه» در ۲۷ کیلومتری شرق زابل و هفت کیلومتری شمال شهرستان «زهک»  تا سال های محلی برای این نوع قصه بوده است.

 

وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران 

 


«این جا را خانه جن و ارواح دانسته اند، حتی داستان هایی درباره ربودن دختران جوان توسط اجنه در این دره، در بین مردم منطقه رایج است. برخی باورهای قدیمی هم از ممنوع بودن ورود زن حامله به این منطقه می گوید. قدیم ترها اگر زنی فرزند ناقص به دنیا می آورد، آن را با اجنه این دره مرتبط می دانستند. نه تنها زن حامله که بر طبق باورهای بومی های این منطقه، هیچ کسی نباید حتی به آن نزدیک شود چه رسد به آن که درون آن قدم بگذارد.»


بسیاری از قصه ها و افسانه های رایج در میان مناطق، درباره پدیده هایی است که در اطراف آنها وجود دارد؛ مثل افسانه هایی که درباره «کال جن» در میان مردم شایع است و این یکی را «رضا سلیمان نوری» خراسان پژوه، برایمان روایت کرد.

 

 وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران


ظاهر مسحورکننده این دره با دخمه هایی در دل دیواره ها و اشکال عجیب و نامتجانسش، هر قصه و افسانه ای را پرکشش می کند. در امتداد برخی پیچ و خم ها، دیواره های بلند و سر به فلک کشیده، حتی اجازه رویت آسمان را هم نمی دهد. نقوش و برجستگی ها و خلل و فرج کف رودخانه حاصل از فرسایش آب، رمز و راز این جا را دوچندان می کند.


«دره جنی» یا «کال جن» دره ای است در اطراف روستای «ازمیغان» و در شمال شهر طبس در استان خراسان جنوبی. این دره در امتداد خروجی قناتی قرار دارد که در نزدیکی آن واقع شده است. «کال» به دره یا مسیر ایجاد شده توسط سیلاب ها و جریان آب گفته می شود و بخش دوم یعنی «جن» عنوانی است که افراد بومی این منطقه به آن اضافه کرده اند.


برخی افراد نظیر «رضا سلیمان نوری»، ظاهر عجیب و نامتعارف آن را دلیل ارتباط دره با اجنه می دانند. «محدثه ملکی» کارشناس ارشد ایران شناسی نیز که درباره این دره زیاد شنیده است، علت این نام گذاری را عدم آثار حیات در این دره، در طول قرن های متمادی می داند. طبق نظر کارشناس سازمان میراث فرهنگی بنای این مکان به دوران ساسانیان باز می گردد و به نظر می رسد محل چله نشینی یکتاپرستان بوده است.


گذاشتن نام جن روی پدیده ها، فقط منحصر به «کال جن» نمی شود؛ «دودکش جن» در نزدیکی «ماهنشان» زنجان، یکی از شگفت انگیزترین و پرقصه ترین پدیده هایی است که این نام را با خود دارد؛ سنگ بزرگی درون یک دشت، با چند ستون بزرگ رویش که هر کدام سری قارچ شکل و همچون آدمیانی کلاه به سر دارد.


این پدیده، به «قلعه بهستان» هم شهرت دارد؛ چرا که در زیر آن دژی قرار دارد که قدمت آنرا به مادها یا ساسانیان نسبت داده اند. هم کناری این دو (دژی که ساخت انسان در دل یک پدیده عجیب) باعث شده مردم از قدیم این سنگ بزرگ را محلی برا قصه ها و افسانه های ترسناک کنند؛ جایی که جن ها در آن زندگی می کنند و موجودات زنده نمی توانند شب را در کنارش بمانند.

جالب است که در حوالی ماهنشان که در نزدیکی این «دودکش جن» قرار گرفته، دریاچه ای هست که محلی ها آن را «پری» می نامند؛ قدیمی های این روستا می گویند که از اجدادشان شنیده اند در گذشته درون این دریاچه پری دیده شده است. موقعیت این دریاچه هم باعث شده قصه های قدیمی حول و حوش آن بیشتر شکل بگیرد؛ این دریاچه در میان یک دشت وسیع قرار گرفته است و به همین دلیل مثل یک سراب جلوه می کند.

ستاره ها روی زمین


از طبیعت ایران، نمایش هایی مثل «کال جن» یا «دودکش جن» کم ندیده ایم؛ دره «چاهکوه» قشم با آن همه اشکال عجیب و غریبش، یکی از حیرت انگیزترین و جادویی ترین پدیده های طبیعت ایران است. «دره خزینه» لرستان و «دره راگه» در دشت رفسنجان هم از نظر اعجاب و شگفتی چیزی کم از آن ها ندرند، اما دو منطقه به نام های «دره ارواح» دزفول و «دره اژدها»ی کرمانشاه، به دلیل نام شان کمی بیشتر جلب توجه می کنند که آن هم به دلیل شکل و موقعیت خاص و دور از دسترس شان است.

 

 وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران


البته همه قصه ها و افسانه ها مربوط به جن و پری و ارواح نیست و برخی روایت های قدیمی از حضور دیگر سیاره ها در ایران حکایت می کند. مثلا کوه های سفیدی که در جاده چابهار به گواتر قرار دارند و به خاطر اشکال عجیب و غریب شان، «کوه های مریخی» لقب گرفته اند؛ کوه های کوچک و بزرگی کنار هم که رو به دریا قرار گرفته و منظره عجیب و حیرت انگیزی درست کرده اند.


یکی دیگر از این نوع پدیده ها، دره ای است که به تازگی هم مکانی باری فیلمبرداری فیلمی با موضوعی ترسناک و ماورایی بود؛ «اژدها وارد می شود» ساخته «مانی حقیقی» در جایی ساخته شد که آن را «دره ستاره ها» می نامند. جایی غریب که سنگ و خاک به اشکالی عجیب درآمده و به همین دلیل از گذشته های دور درباره آن حکایت های خاصی رواج داشته است.


«احمد صفری» یکی از اهالی قشم، افسانه این دره را به ما می گوید: «پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما همیشه قصه این دره را تعریف می کردند. می گفتند ستاره ای از آسمان افتاده وسط دره و این شکل ها را ایجاد کرده است. می گفتند به همین دلیل نفرین شده است و شب که می شد هیچ کس جرئت نداشت داخل این دره شود، چون فکر می کردند شب ها اجنه در این دره رفت و آمد دارند.»


صفری این قصه ها را باور ندارد و می گوید که مدت هاست پژوهشگران می دانند که وزش باد در طول سال ها باعث ایجاد این اشکال عجیب شده است. او می گوید: «این دره در طول سال ها به دره ارواح و اجنه معروف بوده، چون شب ها صداهایی از این دره به گوش می رسد که واقعا ترسناک است.» او می گوید احتمالا این صداها، صدای وزش باد لا به لای ستون های سنگی و ماسه ای دره است.

فرسایش، عالم اصلی تغییر شکل زمین است؛ وقتی باد و آب و خاک به هم بپیچند، در طول زمان پدیده هایی شکل می گیرد که حیرت هر انسانی را بر می انگیزد. معمولا عجیب ترین و جالب توجه ترین این پدیده ها را می توان در مناطق کویری دید.

راز باد مسموم


یکی از داغ ترین نقاط روی زمین، منطقه ای است در کویر مرکزی ایران و نزدیک به سمنان، که در طول قرن ها هرگز محلی برای گذر کاروان و عبور انسان نشده و تا جایی که می دانیم هیچ جانوری هم روی آن زندگی نمی کند. این جا «ریگ جن» است؛ جایی که در طول قرن ها حول و حوش آن داستان های ترسناک و خوفناکی شکل گرفته است. هر بار که سفر کویرنوردان به این منطقه ناتمام می ماند یا کسی در آن ناپدید می شود، این قصه ها دوباره بر سر زبان ها می افتد.

 

قصه هایی از گذشته مانده که این جا محلی است نفرین شده؛ جایی که اجنه در آن زندگی می کنند و ارواح پلید و شیاطین فرمانروایان آن هستند و اجازه ورود، به هیچ جانداری را نمی دهند. برخی از محلی ها هم می گویند هرکس پا به این بیابان بگذارد، توسط زمین بلعیده می شود و دیگر باز نمی گردد.

 

وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران 


«محمد بابایی» که تجربه های زیادی از سفر به کویر دارد، می گوید: «کویر به خودی خود سرشار از رمز و راز است، چه برسد به کویری مثل ریگ جن که نامش اتفاقات بی پاسخ بسیاری را به همراه دارد».


ریگ جن علامت سوال های بسیاری در خود دارد که به اسرارآمیزترین منطقه ایران شهره شده است. بارها گردشگران و کویرگردان در گل و لجن و نمک این منطقه فرو رفته اند و خیلی از آن ها دیگر برنگشته اند.


سال های متمادی خبر فرو رفتن در گل و لجن این بیابان به هیچ مسافری جرئت ورود به این کویر را نمی داد. کار به جایی رسید که عبور از این کویر، رویای کویرنوردان ایرانی و غیرایرانی شده بود؛ نداشتن چشمه و چاه از یک طرف و باتلاق های سهمگین نمک و تپه های ماسه از طرف دیگر، این منطقه را به دفینه گاه موجودات زنده تبدیل کرده است. البته امروز کویرنوردانی توانسته اند به «ریگ جن» سفر کنند و حتی کل آن را بپیمایند و برگردند.

«راضیه اکبریان» که سال هایی طولانی ساکن سمنان بوده، می گوید: «رفتن به این بیابان همیشه برای من جذاب بود، ولی شنیده هایم در مورد اتفاقات مخوف این منطقه، هرگز اجازه این کار را به من نداد». وقتی از او میپرسم مثلا چه چیزهایی شنیده است؟ پاسخ می دهد: «حضور جن ها و صدای صحبت کردن آن ها با یکدیگر، شایع ترین چیزی است که درباره این منطقه شنیده ام».


دانشمندان درباره اتفاقات رخ داده در این منطقه که باعث فرورفتن ناگهانی انسان در خاک می شود، دلایلی را عنوان می کنند و یکی از عوالم آن را باد قوی و پرسرعتی می دانند که در کویر می وزد و باعث ایجاد کانال های طولانی در این منطقه می شود.


به طور کلی بادها یکی از مهم ترین پدیده ها در شکل گیری اشکال عجیب و غریب روی زمین هستند که خودشان دیده نمی شوند و همین هم رمز و رازها و داستان های بسیاری را درباره شان به وجود آورده است. آن ها یکی از سازنده های اصلی کلوت های شهداد در کرمان هستند؛ یکی از اعجاب انگیزترین پدیده های طبیعی، سازه های خاکی معروف به «نبکا» که از زمین سر برآورده اند و طول شان گاهی به ۱۰ متر می رسد.


بادها در هر منطقه ای از ایران اسمی و عملکردی دارند. دریانوردان ایرانی از قدیم برای آن ها نام های مختلفی گذاشته اند و ساکنان کویر هم انواع آن ها را به خوبی می شناسند. شاید «باد شمال» برای دریانوردان جنوب ایران یادآور توفان و خطر است.


«باد سام» برای اهالی مناطق خشک و گرم، باد مرگ است. البته باد سام که مرحوم دهخدا آن را «باد سموم» معنی کرده، در بین بسیاری از مردم ایران شناخته شده است. اهالی آبادان باد داغی را که از سمت عربستان می وزد، به این نام می شناسند و می گویند همین باد است که همیشه با خود خاک و شن می آورد. حتی «حمزه اصفهانی» هم در کتاب «تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء» درباره این باد و گذر آن در آبادان به سال ۲۳۴ هجری قمری نوشته است: «باد سموم شدید وزید که مردم مانند آن ندیده بودند. مدت آن زیاد از ۵۰ روز بود.

 

آغازش از سوم حزیران (تقریبا مطابق تیرماه) و انجامش آخر تموز (تقریبا مطابق مردادماه)، این باد کوفه، بغداد و واسط را فراگرفت و به عبادان رسید و از اواسط به اهواز رفت و همگی رهگذران و کاروان ها را بکشت و چون به همدان رسید، مزارع را بسوخت و در صحرای سنجار موصل هر بشر و شجر و دابه را هلاک کرد و بازارهای موصل چند روز تعطیل شد و راه دهات از شهر منقطع گردید.»


مازندرانی ها هم باد گرمی را که به محصولات کشاورزی شان خسارات فراوان وارد می کند، «باد سام»، «خشکه باد» و «گرم وا» می نامند.


به طور کلی این باد گرم در ایران بسیار مشهور است؛ از منجیل در گیلان تا زابل در سیستان و بلوچستان، هر کس درباره این باد داستانی برای تعریف کردن دارد، اما اهالی شهرها و روستاهای کویر مرکزی، داستان ترسناک تری دارند؛ می گویند باد سام به هر که بخورد، او را از درون می پوساند. یعنی ظاهرش سالم می ماند اما اجزای داخلی بدنش، نیست و نابود می شود.

 

غار مرگ و جنگل جیغ


مرگ و نیستی، یکی از عوامل ترس هر موجود جانداری است. وقتی پای مرگ در میان باشد، انسان ها می ترسند و درباره عامل مرگ قصه ها روایت می شود. تونلی تاریک که انسان را می بلعد می تواند یکی از مهم ترین مکان ها برای گردشگری وحشت باشد، به شرط آن که برای رفتن درون آن، غارنورد حرفه ای باشید.

 

از غار «پرآو» صحبت می کنیم؛ غاری بر بلندای کوهی عظیم به همین نام، که در ۱۲ کیلومتری کرمانشاه و در کنار روستای «چالابه» واقع شده است و داستان های ترسناک بسیاری درباره اش می گویند؛ غاری صعب العبور و عمیق که جان عده ای را گرفته و به همین دلیل آن را «غار قاتل» نامیده اند.


ماجرای قصه های این غار بعد از اولین رصد آن آغاز شد. «افشین یوسفی» کوهنورد و غارنورد حرفه ای به ما می گوید که نخستین بار هیئت های انگلیسی در دهه ۴۰ توانست این غار عمودی را تا انتها پایین برود و سختی و سرمای بیش از اندازه این غار باعث شد تا دهه های بعد از آن هیچ ایرانی نتوانست این کار را انجام دهد.

 

 وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران

وقتی برای نخستین بار در مهرماه ۱۳۷۰ یک گروه غارنورد از «کانون کوهنوردان کرمانشاه» به عنوان اولین فاتحان ایرانی، توانستند تا انتهای غار را پیمایش کنند، گروه های دیگری هم سعی کردند که وارد آن شوند که اتفاقات ناخشوایندی در آن افتاد؛ تاکنون حدود پنج غارنورد در این غار جان باخته اند که جسد دو تن از آن ها هنوز داخل این غار ۷۰۰ متری است. همین هم باعث شد ترس از غار بیشتر شود؛ به خصوص برای اهالی روستاهای اطراف آن.


«محمد اقدسی» که در کرمانشاه ساکن است می گوید: «خاطره غاری که جان بسیاری را بی رحمانه گرفته، از ذهن مردم پاک نشده است. این غار به عنوان غار قاتل شناخته می شود. خیلی ها آن را خطرناک ترین و ترسناک ترین غار می دانند».


از غار بیرون بیاییم و به جنگلی عجیب برویم؛ جنگلی که جیغ می کشد؛ در توابع بخش «طرقبه» در جنوب شهرستان «مشهد»، روستایی است به نام «سربرج». پدیده ای وحشتناک در دل این روستا، سالانه جاذبه گردشگری هزاران ایرانی و غیرایرانی شده است. البته به غیر از کسانی که در میانه راه پشیمان شده و راه بازگشت را در پیش گرفته اند.


«جنگل جیغ» را همان «جنگل سربرج» به گفته اهالی این روستا شب ها آرام و قرار ندارد. از غروب آفتاب تا طلوع خورشید صدای جیغ ها و فریادهای درختان این جنگل، وحشت و اعجاب بسیاری از اهالی را برانگیخته است. تا جایی که دهیاری روستا دست به کار شده تا راز این درختان را فاش کند.

 

 

 وحشت گردی؛ سفر به مناطق خوفناک ایران


با اعزام کارشناس به این منطقه و انجام تحقیقات وسیع روی آن، اعلام شد این صداها مربوط به نوع خاصی از جیرجیرک است که در زبان محلی به آن «کز» می گویند. سال های پربارش که آب رودخانه «سربرج» خشک یا کم آب نیست، این جیرجیرک ها به درختان حمله کرده و لا به لای شاخ و برگ آن ها پنهان می شوند. نکته قابل توجه این جاست که تنها چند سالی است که این صداها از جنگل بیرون می آید، یعنی دقیقا از سال ۱۳۹۰ تاکنون که همواره آب در رودخانه جاری است.


با وجود این تحقیقات و نسبت دادن علت این فریادهای شبانه جنگل، برخی معتقدند این صداها شباهتی به صدای جیرجیرک ندارد. «دلارام کاردار» یکی از اهالی مشهد که درباره این جنگل زیاد شنیده است، می گوید: «من از بچگی با صدای جیرجیرک بزرگ شده ام و فکر می کنم صدای جیرجیرک با صدای جیغ فرق دارد».


البته از طرفی کارشناسان تعداد جیرجیرک های هر درخت را تا ۳۰۰۰ جیرجیرک تخمین زده اند. گرچه صدای این جنگل باعث ترس شده، اما جایی هم هست که شکل درختان ترس ایجاد می کند.


«انبوه درختان خشک شده در میان این دریاچه، منظره ای مخوف و غیرعادی ایجاد کرده است». این را «محسن نیکجو» از اهالی مازندران درباره مکانی می گوید که نام محلی آن هم خوفناک است؛ «دریاچه ارواح» یا «تالاب ارواح». از درون آب های این دریاچه، شاخه های خشکیده ای سر برآورده اند که برای اهالی روستای «چلندر» که در کنار این دریاچه هستند، محلی برای قصه های عجیب و غریب شده است.


این دریاچه که در اصل «دریاچه ممرز» نام دارد، تحت حفاظت سازمان محیط زیست است و بدون مجوز نمی توان نزدیک آن رفت. بکر بودن و شکل عجیبی که درختان و دریاچه در این منطقه درست کرده اند، باعث شده قدیمی ها این مکان را متعلق به ارواح سرگردان بدانند و توصیه کنند که کسی شب را آن جا نماند.


واقعیت این است که تمام این قصه های ترسناک یا بر اثر حادثه ای مانند مرگ انسان به وجود آمده اند یا شکل ظاهری شان باعث ترس شده یا دور از دسترس بودن و تاریک بودن شان آن ها را رازآلود کرده است. هرچه هست، این قصه های شفاهی به عنوان میراث ناملموس طبقه بندی می شوند و توانایی آن را دارند که به قصه هایی ماندگار تبدیل شوند. فردوسی سال ها پیش با جمع آوری قصه های شفاهی و اسناد تاریخی، شاهکاری خلق کرد که هنوز هم زنده و پویاست. جدای از این، می توان همراه این قصه ها به سفر رفت؛ نه سفری معمولی، بلکه سفری به عمق ترس و وحشت.

نوشته هرچی – سفر به مناطق خوفناک ایران! اولین بار در هرچی پدیدار شد.

دختر ایتالیایی به همراه خودش ازدواج انجام

تازه‌ترین «ازدواج به همراه خود» مربوط به لائورا مسی، مربی ورزش و ۴۰ ساله هست. وی مراسم ازدواج خود را نهم سپتامبر سال جاری و به همراه حضور هفتاد حیاتیان برگزار انجام.

به نقل «تابناک به همراهتو»؛ پس از ازدواج همجنس‌گرایان، «ازدواج به همراه خود» پدیده تازه اجتماعی در برخی از کشورهای اروپایی هست.

تازه‌ترین «ازدواج به همراه خود» مربوط به لائورا مسی، مربی ورزش و ۴۰ ساله هست. وی مراسم ازدواج خود را نهم سپتامبر سال جاری و به همراه حضور هفتاد حیاتیان برگزار انجام.

وی دو سال پیش، پس از آنکه از رابطه دوازده ساله ای جدا انجام گرفت ایده ازدواج به همراه خود به ذهنش خطور انجامه بود. وی نخستین خانوم ایتالیایی هست که به همراهخودش عهد خانوماشویی بسته هست.

در سال‌های گذشته شرکت‌های گوناگونی در این زمینه خدمات رسانی انجام میدهند. برای نمونه، یک شرکت آمریکایی به همراه نام به همراه خودم ازدواج انجامم بسته های کادویی را به همراه یک حلقه ازدواج به‌ فروش می رساند.

 دختر ایتالیایی به همراه خودش ازدواج انجام

منبع

نوشته دختر ایتالیایی به همراه خودش ازدواج انجام اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.