به تاسیس سازمان امور خانومان امیدوارم

دستیار مدیر جمهور در امور حقوق منطقهوندی گفت: امیدواریم در بحث تقویت ساختار خانومان و خانواده بتوانیم در آینده به تاسیس سازمان امور خانومان و خانواده در عالی ترین سطح اقدام کنیم.

شهیندخت مولاوردی روز شنبه در نشست مشاوران روسای دانشگاه ها و موسسات تعلیم عالی در امور خانومان و خانواده که به همراه حضور محمد فرهادی وزیر علوم در وزارت علوم برگزار انجام گرفت افزود: در پلن ششم توسعه توانستیم چارچوبی را درخصوص مسایل خانومان ایجاد کنیم و فرصت های افزایشی نسبت به گذشته برای خانومان جامعه ایجاد کنیم.

مولاوردی اظهار داشت: به همراه توجه به قوانین توسعه اجتماعی – اقتصادی کشور و ماده ۱۰۱ قانون پلن چهارم توسعه توانستیم ستاد ملی خانوم و خانواده را ایجاد کنیم که هشت وزیر، نماینده قوه قضائیه و فراکسیون خانومان مجلس شورای اسلامی عضوآن هستند و مدیر جمهوری شخصاً ریهست آن را برعهده دارد تا شاخص های این حوزه را تدوین و ابلاغ کنند.

دستیار مدیر جمهوری به همراه اشاره به پیش بینی کاهش ۲۵ درصدی آسیب های اجتماعی در پلن ششم توسعه گفت: توسعه پایدار تنها به همراه هستفاده از توانمندی ها و ظرفیت های خانومان که نیمی از سرمایه انسانی جامعه را تشکیل می دهند صورت خواهد گرفت و ما به همراهید برای ارتقای شاخص های جایگاه خانومان در جامعه تلاش افزایشی داشته به همراهشیم.

** سند اهداف و وظایف مشاوران روسای دانشگاهها در امور خانومان وخانواده ابلاغ انجام گرفت

بنابر گزارش وزارت علوم ، مشاور وزیر علوم در امور خانومان و خانواده اعلام انجام: سند اهداف و وظایف مشاوران روسای دانشگاهها و مراکز تعلیم عالی در امور خانومان و خانواده به همراه تایید دکتر محمد فرهادی وزیر علوم به این موسسات ابلاغ انجام گرفت.

الهه حجازی در دومین نشست مشاوران روسای دانشگاهها و مراکز تعلیم عالی درامورخانومان وخانواده که به همراه حضور محمد فرهادی وزیر علوم و شهیندخت مولاوردی برگزار انجام گرفت گفت: این سند در حقیقت به فعالیت های این مشاوران در امور خانومان وخانواده دانشگاهها و موسسات تعلیم عالی مشروعیت قانونی می بخانجام گرفت و جایگاه آنان را تثبیت می کند.

وی افزود: تاکنون در ۳۳ دانشگاه و مرکز تعلیم عالی کشور، مشاوران روسای دانشگاهها و مراکز تعلیم عالی در امور خانومان و خانواده منصوب انجام گرفته اند.

مشاور وزیر علوم در امور خانومان و خانواده تاکید انجام: دنبال اصلی از این انتصاب ها ارتقای کیفیت خانومدگی خانومان دانشگاهی هست و در این رهستا شورای سیهستگذاری امور خانومان و خانواده در وزارت علوم تشکیل انجام گرفته هست.

حجازی افزود: تدوین سند اهداف و وظایف مشاوران روسای دانشگاهها و مراکز تعلیم عالی در امور خانومان و خانواده در این موسسات، تشکیل شورای علمی حوزه ستادی کارکنان وزارت علوم، تدوین اهداف و وظایف پلن های حوزه خانومان و خانواده در سال ۱۳۹۶ و اعطای اولین جایزه خانومان در علم از دستاوردهای شورای سیهستگذاری امور خانومان و خانواده در وزارت علوم بوده هست.

او گفت که شورای علمی کارکنان ستادی وزارت علوم تشکیل انجام گرفته و اعضای این شورا از کارشناسان ستاد همین وزارت خانه هستند.

حجازی افزود: از کارهای حیاتی دیگر در این حوزه ایجاد یک هسته مطالعات حقوقی در امور خانومان در دانشگاه علامه طبه همراهطبه همراهیی هست.

منبع

نوشته به تاسیس سازمان امور خانومان امیدوارم اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.

دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به خودت بیا

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد…

دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به خودت بیا

و حالا سوپرایز بسیار ویژه آپ موزیک ♫ ترانه بسیار زیبای به خودت بیا از شهاب مظفری ♫ با متن و بهترین کیفیت

Download New Song By : Shahab Mozaffari – Be Khodet Bia With Text And Direct Links In UpMusic

بزودی…..

Shahab Mozaffari Khodet Bia دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به خودت بیا

متن آهنگ به خودت بیا شهاب مظفری

♪♪♫♫♪♪♯ بزودی…. ♪♪♫♫♪♪♯

شهاب مظفری به خودت بیا

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به خودت بیا

نوشته دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری به خودت بیا اولین بار در هرچی پدیدار شد.

دانلود آهنگ جدید رضایا دوراتو میزنی

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد…

دانلود آهنگ جدید رضایا دوراتو میزنی

هم اکنون میتوانید ترانه بسیار زیبای دوراتو میزنی از رضایا به همراه متن و بهترین کیفیت از رسانه آپ موزیک دانلود کنید

Download New Song By : Rezaya Called Dorato Mizani With Text And Direct Links In UpMusic

Rezaya Dorato Mizani دانلود آهنگ جدید رضایا دوراتو میزنی

متن آهنگ دوراتو میزنی رضایا

♪♪♫♫♪♪♯

بگو هرچی میخوای بگو هرجا میخوای برو با هرکی میخوای بمون
دیدی تویی هرز میپری به هر دری میزنی که قلبمو بشکنی
آخه من که زندگیمو باختم تا زندگیتو ساختم♪♪♫♫♪♪♯
اونقدر اونقدر دوست داشتم که قلبتو نشناختم
میری دوراتو میزنی بازم برمیگردی پیش من این منم همیشه منتظر عاشقتم واقعا
ولی تو باز چشماتو ببند رد شو از رو احساس من♪♪♫♫♪♪♯
میری دوراتو میزنی بازم برمیگردی پیش من این منم همیشه منتظر عاشقتم واقعا
ولی تو باز چشماتو ببند رد شو از رو احساس من
هیشکی هیشکی نمیتونه جای تورو پر کنه واسه من دیوونه
هرجا هرجا تو نباشی پامو نمیذارم که ردم بمونه♪♪♫♫♪♪♯
ولی تو چی تو شکستن دلم از همه بهتری چرا همش جلو چشم غریبه ها آبرومو میبری
میری دوراتو میزنی بازم برمیگردی پیش من این منم همیشه منتظر عاشقتم واقعا
ولی تو باز چشماتو ببند رد شو از رو احساس من♪♪♫♫♪♪♯
میری دوراتو میزنی بازم برمیگردی پیش من این منم همیشه منتظر عاشقتم واقعا
ولی تو باز چشماتو ببند رد شو از رو احساس من

♪♪♫♫♪♪♯

رضایا دوراتو میزنی

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید رضایا دوراتو میزنی

نوشته دانلود آهنگ جدید رضایا دوراتو میزنی اولین بار در هرچی پدیدار شد.

هرچی – قهرماني كه سرطان را اوت کرد

به گزارش ایسنا، امیر خاموشی فرزند ۱۹ ساله موسسه محک است. از هشت سال پیش  نامش از لیست  کودکان بیمار این موسسه خارج شده و حالا او نام دیگری دارد: “بهبود یافته”.  او با ورزش خود  را به زندگی برگرداند و حالا به صورت حرفه‌ای ورزش پینگ پنگ را ادامه می‌دهد؛ امیر در پنج سالی که از شروع حرفه‌ای پینگ پنگ می‌گذرد توانسته مدال مسابقات تیمی دسته یک جوانان و امید ایران، مدال سومی ناحیه و تیمی استان را به دست آورد.
وقتی  هشت سال داشت متوجه غده‌ای به اندازه نخود، پشت پلک چپ می‌شود. پدر و مادرش که تا آن روز سرطان را در میان آشنایان و اطرافیان خود ندیده بودند، پسر کوچکتر خانواده چهارنفره‌شان را از کرج برای ویزیت به بیمارستان امام خمینی (ره) تهران می‌آورند. امیر برای اولین بار در همین بیمارستان دکتر مهرور-رئیس فعلی بیمارستان تخصصی محک- را می‌بیند. او تشخیص می‌دهد که پسر هشت ساله خانواده خاموشی به شیمی درمانی نیاز دارد و با وجود مخالفت خانواده، برای انجام آن اصرار می‌کند. امیر تا اخرین روزهای دور اول  شیمی درمانی که هفت ماه طول کشید، نمی‌دانست جریان بیماری‌اش چیست.
نمی‌توانی درمان شوی
او می‌گوید در طول دوره درمان کودک، ترس‌هایی برای او به وجود می‌آید، اما اینکه چطور می‌تواند با آن کنار بیاید مستقیم به خانواده‌اش برمی‌گردد؛ همان طور که خودش تعریف می‌کند چطور توانسته به کمک خانواده‌اش با این ترس کنار بیاید: «شیوه کنار آمدن با ترس برای هرکسی متفاوت است؛‌ من به کمک مادرم با این ترس کنار می‌آمدم. خانواده می‌تواند به فرزندش کمک کند که نترسد؛ چون نزدیک‌ترین افراد به آنها هستند. اگر بتوانند خودشان را با این مشکلات وفق دهند، کودک هم می‌تواند شرایط را بهتر درک کند.»
یکی از ترس‌هایی که او با آن روبرو شده بود این جمله بود: “نمی‌توانی درمان شوی.” پیش از آن که امیر برای ویزیت به تهران بیاید، پزشکی در کرج به او گفته بود که راهی برای درمان نداری، اما دکتر مهرور او را به مرحوم پروفسور پروانه وثوق معرفی کرد. او گفته بود هرکسی این حرف را زده اشتباه گفته است. ببرید این پسر را بستری کنید. بعد هم شیمی درمانی را شروع کنید. امیر میان صحبت‌هایش، یادی هم از معلمش می‌کند و می‌گوید: «معلم مدرسه‌ام در طول درمان به من کمک‌های زیادی می‌کرد، هنوز هم با او در ارتباط هستم. در همان دوران، چون مدت کوتاهی را به مدرسه می‌رفتم، همکلاسی‌هایم کتاب‌های درسی را می‌گرفتند و برایم می‌نوشتند تا از درس عقب نمانم. آن سال سه ماه بیشتر مدرسه نرفته بودم، نمی‌دانستم چرا همکلاسی‌هایم این قدر مهربانی می‌کنند. فکر می‌کردم چون در مدرسه حضور ندارم به من کمک می‌کنند. هیچ چیزی در این مورد به رویم نمی‌آوردند. اعضای خانواده هم موضوع بیماری من را می‌دانستند، اما از میان اعضای کادر مدرسه فقط معلمم از این موضوع با خبر بود. موضوعی که من می‌دیدم این بود که محبت اطرافیانم بیشتر شده و فضا تغییر کرده است.» امیر دوران همزمانی مدرسه و شیمی درمان را این طور پشت سرگذاشته است؛ یک ماه با تاخیر به مدرسه رفته بود و همیشه کلاهی به سر داشت، چون موهایش ریخته بود و دوست نداشت کسی او را با این شکل ببیند. دیگران فکر می‌کردند  بیماری کوچکی دارد و درباره اینکه چه اتفاقی برایش افتاده، سوالی نمی‌کردند.
دوباره درد و ۸ سالی که گذشت
یک سال و نیم بعد از بهبودی، بیماری امیر دوباره بازمی‌گردد. او زمانی که داشت فوتبال، ورزش محبوبش را بازی می‌کرد، متوجه شد شرایط مثل همیشه نیست. او درباره روزی که فهمید بیماری‌اش دوباره بازگشته است، می‌گوید: «بعد از اینکه دوره شیمی درمانی تمام و قطع درمان شدم، دوباره  فوتبال را شروع کردم. یک سال و نیم بعد، یکی از روزهایی که فوتبال بازی می‌کردم، زمانی که بعد از بازی صورتم را خشک می‌کردم، دوباره پشت پلکم برجستگی حس کردم، نمی‌دانستم چیست. موضوع را به خانواده‌ام گفتم و دوباره به بیمارستان امام خمینی (ره) و پیش دکتر مهرور رفتیم. او تشخیص داد که بیماری برگشته است.»امیر از طرف دکتر مهرور به بیمارستان محک فرستاده شد که آن زمان تقریبا دوسال از افتتاحش می‌گذشت:« این بار کمیسیونی تشکیل دادند و گفتند باید یکسال شیمی درمانی و ۲۰ جلسه فیزیوتراپی انجام شود؛ برای همین پنجشنبه هر هفته‌ برای  فیزیوتراپی به تهران می‌آمدم.» یک‌سال بعد فیزیوتراپی و شیمی درمانی امیر تمام شد. بعد از آن ماهی یکبار فقط برای چکاپ به تهران می‌آمد. امروز هشت سال از  قطع درمان او گذشته است.
فوتبال ممنوع
او همچنین از فوتبال، ورزش محبوبش و ممنوعیتی که برایش سنگین تمام شد، تعریف می‌کند و می‌گوید که در طول دروه درمان از ورزش‌هایی که ممکن بود به بدنش آسیب بزنند منع شد؛ مثل فوتبال که دوستش داشت، بسکتبال و دویدن:« در دوره‌ای که درمان می‌شدم فشار روحی زیادی را احساس می‌کردم؛  از این نظر که نمی‌توانستم درس بخوانم یا کاری انجام دهم و نباید ضربه‌ای به بدنم وارد می‌شد. دور دوم شیمی درمانی خیلی سنگین‌تر بود؛ چون دوز داروها بالا رفته بود، حتی پزشکان هم  می‌گفتند اگر کوچک‌ترین ضربه‌ای  به سرم بخورد، احتمال خونریزی وجود دارد. به همین دلیل دیگر فوتبال بازی نکردم؛ به جای آن فقط ورزش‌های هوازی انجام می‌دادم.»
او تعریف می‌کند که اعضای فامیل خاموشی چطور بعد از اینکه فهمیدند او بیمار است، هر روز به ملاقاتش می‌آمدند و بیشتر از قبل مهربان شده بودند؛ تا جایی که حتی نیمه شب هم برای ملاقات او از کرج به تهران می‌آمدند:« اولین جلسه‌ای که برای ویزیت پیش دکتر مهرور رفتم ۲۵ نفر از اعضای خانواده‌ام پشت در اتاق منتظر بودند تا دکتر تشخیص دهد بیماری عود کرده است یا خیر. خانواده‌ام هرروز در محک به ملاقاتم می‌آمدند و دوباره برمی‌گشتند کرج. گاهی ساعت یک شب هم ملاقاتی داشتم. در بیمارستان امام خمینی (ره) چیزی به نام اتاق بازی و مددکاری نبود، ولی در محک اتاق بازی فراهم بود و با ما بازی می‌کردند و برایمان جشن می گرفتند. به جز آن، حضور خانواده  در کنارم حالم را خوب می‌کرد.» در طول این مدت کسی برای امیر تعریف نکرده بود که چه اتفاقی در بدنش می‌افتد و چرا او نمی‌تواند فعلا به مدرسه برود.
 او می‌گوید در آن دوره به جز یک نفر، هیچ همبازی دیگری نداشته است:« من و دختر دیگری به نام نگین درمان را با هم شروع کردیم، حتی اولین جلسه شیمی درمانی، ولی متاسفانه او یک سال بعد از اینکه قطع درمان شد، در تصادفی فوت کرد. نگین تنها کسی بود که در مدت درمان به اتاقش می‌رفتم و با هم بازی می‌کردیم. من سمت اتاق بازی نمی‌رفتم، اگر کسی قرار بود با من بازی کند به اتاقم می‌آمد. این حس که توان بازی کردن در من کم شده، آزارم می‌داد.»

نامه‌ای که رازش را فاش کرد
امیر زمانی فهمید نام بیماری‌اش چه بوده که دوره درمان تمام شده بود؛ همه درباره آن می‌دانستند به جز خودش و کادر مدرسه. اگر مادرش همان نامه‌ای را که از طرف محک به بهزیستی فرستاده بود، جایی نمی‌گذاشت که امیر بتواند آن را بخواند شاید هیچ وقت متوجه نمی‌شد که چرا به جای رفتن به مدرسه، در اتاق‌های بازی محک مانده است؟او درباره این اتفاق تعریف می‌کند:« یکسال از قطع درمانم گذشته بود که نامه مادرم به بهزیستی را که از طرف محک فرستاده بود، دیدم. آن را از سر کنجکاوی باز کردم و خواندم که در آن چه نوشته است، از پدرم پرسیدم این نامه چیست؟ گفت به دلیل اینکه بیمارستان محک برای بیماران سرطانی است، برای همان نام سرطان در آن نوشته شده است. گفتم من که می‌دانم این چیست. وقتی نامه را دیدم خوشحال شدم که توانستم این بیماری را شکست دهم و دیگر همه چیز تمام شده است. حس ورزشکاران قهرمان را داشتم.»
انتظاری شیرین
وقتی که امیر بیمار بود و نمی‌توانست  فوتبال و بسکتبال بازی کند، به صورت اتفاقی آگهی یک باشگاه پینگ پنگ را می‌بیند.  شماره‌اش را برمی‌دارد و با آنجا تماس می‌گیرد. همان روز که به خانه برمی‌گردد، وسایلش را جمع می‌کند و در باشگاه ثبت نام می‌کند:« در همان جلسه اول شیوه اصولی فورهند و بک هند را یاد گرفتم. از جلسه دوم به بعد توانستم پشت میز تنیس تمرین کنم. به سرعت این ورزش را یاد گرفتم؛ کارم از علاقه گذشته بود، به پینگ پنگ معتاد شده بودم و الان پنج سال است که این ورزش را ادامه می‌دهم و در تمام این مدت شاید تنها یک ماه ورزش نکرده‌ باشم.»
او تعریف می‌کند:« باشگاه قبلی که پینگ پنگ کار می‌کردم جزو سه نفر برتر بودم، اما زمانی که باشگاهم را تغییر دادم جزو ۱۵ نفر اول هم نبودم. این موضوع به من انگیزه داد که بیشتر تمرین کنم؛ چون در جایی که امروز تمرین می‌کنم از بقیه هم‌ باشگاهی‌هایم سن بیشتری داشتم، مربیان زمانی که  نمی‌توانستند سر مسابقه بچه‌های دیگر بروند، من را می‌فرستادند؛ به همین دلیل سال قبل به من پیشنهاد دادند که کارت مربیگری بگیرم که بتوانم  برای مسابقات سطح بالاتر هم بروم. امروز هم حرفه‌ای بازی و مربی‌گری می‌کنم.».
زندگی به روال سابق بازگشت
او بعد از بهبودی تصمیم می‌گیرد دوباره ورزش را آغاز کند. تا پیش از آن که کار به شیمی درمانی و محک بکشد در تیم فوتبال استقلال کرج بازی می‌کرد، اما تا مدت‌ها نتوانست آن را ادامه دهد. در طول دوره شیمی درمانی لاغر شده بود، برای همین تصمیم داشت بعد از اینکه زندگی به روال سابق بازگشت، همه چیز را از نو شروع کند:« بعد از بهبودی از نظر روحی تغییر می‌کنی؛ چون زندگی در خانه به جای یک هفته ماندن در بیمارستان تفاوت دارد. این تفاوت قبل و بعد درمانم بیشتر از نظر جسمانی بود. بعد از قطع درمان سعی کردم خودم را با ورزش خوب کنم. در مدت درمان خیلی لاغر شده بودم؛ چون فشار داروهایم بالا بود. در طول این مدت به ۳۸ کیلوگرم رسیده بودم، این موضوع  آزار دهنده بود، اما بعد از اینکه فهمیدم چه مشکلی داشتم، همه چیز عادی شد. بعد از آن  شروع کردم به ورزش کردن تا این کمبود وزن را جبران کنم.»
در کنار امیر، مددکار او هم آمده بود که مطمئن شود سوال نادرستی از او پرسیده نمی‌شود یا اینکه اگر لازم بود اطلاعات بیشتری بدهد. امیر تا آن روز با هیچ رسانه‌ای، حتی خود محک گفت‌وگو نکرده بود. مددکار امیر درباره اینکه چرا باید خانواده‌های کودکان بیمار حتما به فرزندشان درباره بیماری توضیح دهند، می‌گوید:« یکی از مواردی که در محک به خانواده تاکید می‌شود این است که حتما فرزندشان را در جریان بیماری و پروتکل درمان قرار دهند؛ چون بیشتر مواقع آنها متوجه این قضیه می‌شوند و از خانواده خود پنهان می‌کنند که درباره بیماری خود می‌دانند.»
سبزیان تاکید می‌کند:« این پنهان‌کاری دو طرفه، فشار روانی زیادی به خانواده و کودک وارد می‌کند. در  بسیاری از مواقع وقتی کودکان در جریان بیماری خود قرار می‌گیرند راحت‌تر می‌توانند با آن کنار بیایند. گاهی خانواده‌ها دوست ندارند از طرف خودشان این موضوع برای کودک‌شان مطرح شود و به همین دلیل مشاوران محک به مرور این موضوع را برایشان تعریف می‌کنند.»او می‌گوید:« سرطان هنوز جزو مواردی نیست که فرهنگ مردم آن را پذیرفته باشد؛ اگر این اتفاق بیفتد و به صورت عادی رفتار شود، نیازی به رفتارهای سازماندهی شده برای این کودکان نخواهد بود.»

نوشته هرچی – قهرماني كه سرطان را اوت کرد اولین بار در هرچی پدیدار شد.

هرچی – قهرماني كه سرطان را اوت کرد

به گزارش ایسنا، امیر خاموشی فرزند ۱۹ ساله موسسه محک است. از هشت سال پیش  نامش از لیست  کودکان بیمار این موسسه خارج شده و حالا او نام دیگری دارد: “بهبود یافته”.  او با ورزش خود  را به زندگی برگرداند و حالا به صورت حرفه‌ای ورزش پینگ پنگ را ادامه می‌دهد؛ امیر در پنج سالی که از شروع حرفه‌ای پینگ پنگ می‌گذرد توانسته مدال مسابقات تیمی دسته یک جوانان و امید ایران، مدال سومی ناحیه و تیمی استان را به دست آورد.
وقتی  هشت سال داشت متوجه غده‌ای به اندازه نخود، پشت پلک چپ می‌شود. پدر و مادرش که تا آن روز سرطان را در میان آشنایان و اطرافیان خود ندیده بودند، پسر کوچکتر خانواده چهارنفره‌شان را از کرج برای ویزیت به بیمارستان امام خمینی (ره) تهران می‌آورند. امیر برای اولین بار در همین بیمارستان دکتر مهرور-رئیس فعلی بیمارستان تخصصی محک- را می‌بیند. او تشخیص می‌دهد که پسر هشت ساله خانواده خاموشی به شیمی درمانی نیاز دارد و با وجود مخالفت خانواده، برای انجام آن اصرار می‌کند. امیر تا اخرین روزهای دور اول  شیمی درمانی که هفت ماه طول کشید، نمی‌دانست جریان بیماری‌اش چیست.
نمی‌توانی درمان شوی
او می‌گوید در طول دوره درمان کودک، ترس‌هایی برای او به وجود می‌آید، اما اینکه چطور می‌تواند با آن کنار بیاید مستقیم به خانواده‌اش برمی‌گردد؛ همان طور که خودش تعریف می‌کند چطور توانسته به کمک خانواده‌اش با این ترس کنار بیاید: «شیوه کنار آمدن با ترس برای هرکسی متفاوت است؛‌ من به کمک مادرم با این ترس کنار می‌آمدم. خانواده می‌تواند به فرزندش کمک کند که نترسد؛ چون نزدیک‌ترین افراد به آنها هستند. اگر بتوانند خودشان را با این مشکلات وفق دهند، کودک هم می‌تواند شرایط را بهتر درک کند.»
یکی از ترس‌هایی که او با آن روبرو شده بود این جمله بود: “نمی‌توانی درمان شوی.” پیش از آن که امیر برای ویزیت به تهران بیاید، پزشکی در کرج به او گفته بود که راهی برای درمان نداری، اما دکتر مهرور او را به مرحوم پروفسور پروانه وثوق معرفی کرد. او گفته بود هرکسی این حرف را زده اشتباه گفته است. ببرید این پسر را بستری کنید. بعد هم شیمی درمانی را شروع کنید. امیر میان صحبت‌هایش، یادی هم از معلمش می‌کند و می‌گوید: «معلم مدرسه‌ام در طول درمان به من کمک‌های زیادی می‌کرد، هنوز هم با او در ارتباط هستم. در همان دوران، چون مدت کوتاهی را به مدرسه می‌رفتم، همکلاسی‌هایم کتاب‌های درسی را می‌گرفتند و برایم می‌نوشتند تا از درس عقب نمانم. آن سال سه ماه بیشتر مدرسه نرفته بودم، نمی‌دانستم چرا همکلاسی‌هایم این قدر مهربانی می‌کنند. فکر می‌کردم چون در مدرسه حضور ندارم به من کمک می‌کنند. هیچ چیزی در این مورد به رویم نمی‌آوردند. اعضای خانواده هم موضوع بیماری من را می‌دانستند، اما از میان اعضای کادر مدرسه فقط معلمم از این موضوع با خبر بود. موضوعی که من می‌دیدم این بود که محبت اطرافیانم بیشتر شده و فضا تغییر کرده است.» امیر دوران همزمانی مدرسه و شیمی درمان را این طور پشت سرگذاشته است؛ یک ماه با تاخیر به مدرسه رفته بود و همیشه کلاهی به سر داشت، چون موهایش ریخته بود و دوست نداشت کسی او را با این شکل ببیند. دیگران فکر می‌کردند  بیماری کوچکی دارد و درباره اینکه چه اتفاقی برایش افتاده، سوالی نمی‌کردند.
دوباره درد و ۸ سالی که گذشت
یک سال و نیم بعد از بهبودی، بیماری امیر دوباره بازمی‌گردد. او زمانی که داشت فوتبال، ورزش محبوبش را بازی می‌کرد، متوجه شد شرایط مثل همیشه نیست. او درباره روزی که فهمید بیماری‌اش دوباره بازگشته است، می‌گوید: «بعد از اینکه دوره شیمی درمانی تمام و قطع درمان شدم، دوباره  فوتبال را شروع کردم. یک سال و نیم بعد، یکی از روزهایی که فوتبال بازی می‌کردم، زمانی که بعد از بازی صورتم را خشک می‌کردم، دوباره پشت پلکم برجستگی حس کردم، نمی‌دانستم چیست. موضوع را به خانواده‌ام گفتم و دوباره به بیمارستان امام خمینی (ره) و پیش دکتر مهرور رفتیم. او تشخیص داد که بیماری برگشته است.»امیر از طرف دکتر مهرور به بیمارستان محک فرستاده شد که آن زمان تقریبا دوسال از افتتاحش می‌گذشت:« این بار کمیسیونی تشکیل دادند و گفتند باید یکسال شیمی درمانی و ۲۰ جلسه فیزیوتراپی انجام شود؛ برای همین پنجشنبه هر هفته‌ برای  فیزیوتراپی به تهران می‌آمدم.» یک‌سال بعد فیزیوتراپی و شیمی درمانی امیر تمام شد. بعد از آن ماهی یکبار فقط برای چکاپ به تهران می‌آمد. امروز هشت سال از  قطع درمان او گذشته است.
فوتبال ممنوع
او همچنین از فوتبال، ورزش محبوبش و ممنوعیتی که برایش سنگین تمام شد، تعریف می‌کند و می‌گوید که در طول دروه درمان از ورزش‌هایی که ممکن بود به بدنش آسیب بزنند منع شد؛ مثل فوتبال که دوستش داشت، بسکتبال و دویدن:« در دوره‌ای که درمان می‌شدم فشار روحی زیادی را احساس می‌کردم؛  از این نظر که نمی‌توانستم درس بخوانم یا کاری انجام دهم و نباید ضربه‌ای به بدنم وارد می‌شد. دور دوم شیمی درمانی خیلی سنگین‌تر بود؛ چون دوز داروها بالا رفته بود، حتی پزشکان هم  می‌گفتند اگر کوچک‌ترین ضربه‌ای  به سرم بخورد، احتمال خونریزی وجود دارد. به همین دلیل دیگر فوتبال بازی نکردم؛ به جای آن فقط ورزش‌های هوازی انجام می‌دادم.»
او تعریف می‌کند که اعضای فامیل خاموشی چطور بعد از اینکه فهمیدند او بیمار است، هر روز به ملاقاتش می‌آمدند و بیشتر از قبل مهربان شده بودند؛ تا جایی که حتی نیمه شب هم برای ملاقات او از کرج به تهران می‌آمدند:« اولین جلسه‌ای که برای ویزیت پیش دکتر مهرور رفتم ۲۵ نفر از اعضای خانواده‌ام پشت در اتاق منتظر بودند تا دکتر تشخیص دهد بیماری عود کرده است یا خیر. خانواده‌ام هرروز در محک به ملاقاتم می‌آمدند و دوباره برمی‌گشتند کرج. گاهی ساعت یک شب هم ملاقاتی داشتم. در بیمارستان امام خمینی (ره) چیزی به نام اتاق بازی و مددکاری نبود، ولی در محک اتاق بازی فراهم بود و با ما بازی می‌کردند و برایمان جشن می گرفتند. به جز آن، حضور خانواده  در کنارم حالم را خوب می‌کرد.» در طول این مدت کسی برای امیر تعریف نکرده بود که چه اتفاقی در بدنش می‌افتد و چرا او نمی‌تواند فعلا به مدرسه برود.
 او می‌گوید در آن دوره به جز یک نفر، هیچ همبازی دیگری نداشته است:« من و دختر دیگری به نام نگین درمان را با هم شروع کردیم، حتی اولین جلسه شیمی درمانی، ولی متاسفانه او یک سال بعد از اینکه قطع درمان شد، در تصادفی فوت کرد. نگین تنها کسی بود که در مدت درمان به اتاقش می‌رفتم و با هم بازی می‌کردیم. من سمت اتاق بازی نمی‌رفتم، اگر کسی قرار بود با من بازی کند به اتاقم می‌آمد. این حس که توان بازی کردن در من کم شده، آزارم می‌داد.»

نامه‌ای که رازش را فاش کرد
امیر زمانی فهمید نام بیماری‌اش چه بوده که دوره درمان تمام شده بود؛ همه درباره آن می‌دانستند به جز خودش و کادر مدرسه. اگر مادرش همان نامه‌ای را که از طرف محک به بهزیستی فرستاده بود، جایی نمی‌گذاشت که امیر بتواند آن را بخواند شاید هیچ وقت متوجه نمی‌شد که چرا به جای رفتن به مدرسه، در اتاق‌های بازی محک مانده است؟او درباره این اتفاق تعریف می‌کند:« یکسال از قطع درمانم گذشته بود که نامه مادرم به بهزیستی را که از طرف محک فرستاده بود، دیدم. آن را از سر کنجکاوی باز کردم و خواندم که در آن چه نوشته است، از پدرم پرسیدم این نامه چیست؟ گفت به دلیل اینکه بیمارستان محک برای بیماران سرطانی است، برای همان نام سرطان در آن نوشته شده است. گفتم من که می‌دانم این چیست. وقتی نامه را دیدم خوشحال شدم که توانستم این بیماری را شکست دهم و دیگر همه چیز تمام شده است. حس ورزشکاران قهرمان را داشتم.»
انتظاری شیرین
وقتی که امیر بیمار بود و نمی‌توانست  فوتبال و بسکتبال بازی کند، به صورت اتفاقی آگهی یک باشگاه پینگ پنگ را می‌بیند.  شماره‌اش را برمی‌دارد و با آنجا تماس می‌گیرد. همان روز که به خانه برمی‌گردد، وسایلش را جمع می‌کند و در باشگاه ثبت نام می‌کند:« در همان جلسه اول شیوه اصولی فورهند و بک هند را یاد گرفتم. از جلسه دوم به بعد توانستم پشت میز تنیس تمرین کنم. به سرعت این ورزش را یاد گرفتم؛ کارم از علاقه گذشته بود، به پینگ پنگ معتاد شده بودم و الان پنج سال است که این ورزش را ادامه می‌دهم و در تمام این مدت شاید تنها یک ماه ورزش نکرده‌ باشم.»
او تعریف می‌کند:« باشگاه قبلی که پینگ پنگ کار می‌کردم جزو سه نفر برتر بودم، اما زمانی که باشگاهم را تغییر دادم جزو ۱۵ نفر اول هم نبودم. این موضوع به من انگیزه داد که بیشتر تمرین کنم؛ چون در جایی که امروز تمرین می‌کنم از بقیه هم‌ باشگاهی‌هایم سن بیشتری داشتم، مربیان زمانی که  نمی‌توانستند سر مسابقه بچه‌های دیگر بروند، من را می‌فرستادند؛ به همین دلیل سال قبل به من پیشنهاد دادند که کارت مربیگری بگیرم که بتوانم  برای مسابقات سطح بالاتر هم بروم. امروز هم حرفه‌ای بازی و مربی‌گری می‌کنم.».
زندگی به روال سابق بازگشت
او بعد از بهبودی تصمیم می‌گیرد دوباره ورزش را آغاز کند. تا پیش از آن که کار به شیمی درمانی و محک بکشد در تیم فوتبال استقلال کرج بازی می‌کرد، اما تا مدت‌ها نتوانست آن را ادامه دهد. در طول دوره شیمی درمانی لاغر شده بود، برای همین تصمیم داشت بعد از اینکه زندگی به روال سابق بازگشت، همه چیز را از نو شروع کند:« بعد از بهبودی از نظر روحی تغییر می‌کنی؛ چون زندگی در خانه به جای یک هفته ماندن در بیمارستان تفاوت دارد. این تفاوت قبل و بعد درمانم بیشتر از نظر جسمانی بود. بعد از قطع درمان سعی کردم خودم را با ورزش خوب کنم. در مدت درمان خیلی لاغر شده بودم؛ چون فشار داروهایم بالا بود. در طول این مدت به ۳۸ کیلوگرم رسیده بودم، این موضوع  آزار دهنده بود، اما بعد از اینکه فهمیدم چه مشکلی داشتم، همه چیز عادی شد. بعد از آن  شروع کردم به ورزش کردن تا این کمبود وزن را جبران کنم.»
در کنار امیر، مددکار او هم آمده بود که مطمئن شود سوال نادرستی از او پرسیده نمی‌شود یا اینکه اگر لازم بود اطلاعات بیشتری بدهد. امیر تا آن روز با هیچ رسانه‌ای، حتی خود محک گفت‌وگو نکرده بود. مددکار امیر درباره اینکه چرا باید خانواده‌های کودکان بیمار حتما به فرزندشان درباره بیماری توضیح دهند، می‌گوید:« یکی از مواردی که در محک به خانواده تاکید می‌شود این است که حتما فرزندشان را در جریان بیماری و پروتکل درمان قرار دهند؛ چون بیشتر مواقع آنها متوجه این قضیه می‌شوند و از خانواده خود پنهان می‌کنند که درباره بیماری خود می‌دانند.»
سبزیان تاکید می‌کند:« این پنهان‌کاری دو طرفه، فشار روانی زیادی به خانواده و کودک وارد می‌کند. در  بسیاری از مواقع وقتی کودکان در جریان بیماری خود قرار می‌گیرند راحت‌تر می‌توانند با آن کنار بیایند. گاهی خانواده‌ها دوست ندارند از طرف خودشان این موضوع برای کودک‌شان مطرح شود و به همین دلیل مشاوران محک به مرور این موضوع را برایشان تعریف می‌کنند.»او می‌گوید:« سرطان هنوز جزو مواردی نیست که فرهنگ مردم آن را پذیرفته باشد؛ اگر این اتفاق بیفتد و به صورت عادی رفتار شود، نیازی به رفتارهای سازماندهی شده برای این کودکان نخواهد بود.»

نوشته هرچی – قهرماني كه سرطان را اوت کرد اولین بار در هرچی پدیدار شد.

ببخشید که ترامپ را انتخاب انجامیم! +تصویر

یک خانوم به همراه پوشیدن تی شرتی به ۱۴ زبه همراهن از آقام دنیا برای انتخاب ترامپ عذرخواهی انجامه هست/ یکی از زبه همراهنها فارسی هست.

به نقل گروه منطقه موزیک ۲۰:۳۰؛    یک خانوم به همراه پوشیدن تی شرتی به ۱۴ زبه همراهن از آقام دنیا برای انتخاب ترامپ عذرخواهی انجامه هست/ یکی از زبه همراهنها فارسی هست.
 

 

منبع: ایرنا

منبع

نوشته ببخشید که ترامپ را انتخاب انجامیم! +تصویر اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.

واکنش آذری‌جهرمی به شایعات: همه دروغ هست

«محمدجواد آذری جهرمی» عصر شنبه در صفحه اینستاگرام خود نوشت: این قدر در این تعداد روز محتوای دروغ علیه من تولید انجام گرفته که فکر می کنم اگر عمر پیرترین عضو کابینه را هم داشتم، نمی توانستم این کارها را انجام دهم.

مدیر عامل شرکت ارتبه همراهطات زیر ساخت نوشت: ماشین دروغ سازی متاسفانه علیه من از وقتی شروع انجام گرفت که فرصت دفاع من پایان یافته بود.

وی ادامه داد: فقط می توانم بگویم همه اش دروغ هست.

معاون امور مجلس رییس جمهوری هفدهم آقاادماه نام ۱۷ وزیر پیشنهادی دولت دوازدهم را به مجلس شورای اسلامی تقدیم انجام.

«محمد جواد آذری جهرمی» گزینه پیشنهادی دولت دوازدهم برای وزارت ارتبه همراهطات و فناوری اطلاعات به همراه ۳۶ سال سن، دارای ۱۰ سال تجربه در مناصب اجرایی هست.

وی سابقه یک دوره تصدی مدیرکلی امنیت سیستم های ارتبه همراهطی را در سازمان تنظیم مقررات و ارتبه همراهطات رادیویی ایران دارد، به مدت ۲ سال عضو غیر موظف هیات مدیره شرکت خدمات ارتبه همراهطی رایتل (۹۵-۱۳۹۳) بود و اکنون معاون وزیر ارتبه همراهطات و فناوری اطلاعات، رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت ارتبه همراهطات زیرساخت ایران هست.

یک دوره عضویت در هیات مدیره شرکت ارتبه همراهطات زیرساخت ایران (۹۵-۱۳۹۳)، عضویت در کمیسیون عالی تنظیم مقررات شورای عالی فضای مجازی، عضویت در کمیسیون عالی ارتقای تولید محتوای شورای عالی فضای مجازی و عضویت ناظر در کمیسیون تنظیم مقررات ارتبه همراهطات رادیویی در کارنامه آذری جهرمی دیده می شود.

پ

منبع

نوشته واکنش آذری‌جهرمی به شایعات: همه دروغ هست اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.

جهان نيوز – توصیه «اَل گور» به ترامپ: استعفا بده

به گزارش جهان نيوز به نقل از مهر به نقل از پولیتیکو، «اَل گور» معاون رئیس جمهور آمریکا در دوران زمامداری «بیل کلینتون» در توصیه ای به «دونالد ترامپ» رئیس جمهور فعلی آمریکا از وی خواست تا از این سمت کناره گیری کند.در مصاحبه ای از ال گور خواسته شد از انجیل برای ترامپ موعظه ای بخواند، وی گفت: «کناره گیری کن!»

وی البته مطرح نکرد که چرا باور دارد رئیس جمهور ترامپ باید از مقام خود کناره گیری کند ولی برخی از چهره های سیاسی از هر دو حزب از جمله برخی از جمهوریخواهان در واکنش به اظهارات ترامپ درباره تظاهرات نئونازی ها، خواستار کناره گیری وی شده اند. 

در حال حاضر ال گور برجسته ترین چهره سیاسی است که استعفای ترامپ را خواستار شده است؛ تونی شوارتز، نویسنده کتاب معروف شرح حال ترامپ موسوم به «هنر معامله» نیز گفته است به گمان وی ترامپ پیش از آنکه تحقیقات درباره روسیه نتیجه بدهد، برای حفظ آبروی خود کناره گیری می کند.

نوشته جهان نيوز – توصیه «اَل گور» به ترامپ: استعفا بده اولین بار در هرچی پدیدار شد.

دانلود آهنگ جدید حامد همایون عاشقانه

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد…

دانلود آهنگ جدید حامد همایون عاشقانه

و سوپرایز بزگ رسانه آپ موزیک ، هیمنک ♪ آهنگ جدید حامد همایون عاشقانه ♪ با متن و بهترین کیفیت

تنظیم کننده : سامان امامی / شعر : محمدرضا نظری / آهنگسازی : حامد همایون

Download New Song By : Hamed Homayoun – Asheghaneh With Text And Direct Links In UpMusic

Asheghaneh دانلود آهنگ جدید حامد همایون عاشقانه

متن آهنگ عاشقانه حامد همایون

♪♪♫♫♪♪♯

یه خیابون دوتا عاشق یه هوای شاعرانه ی قشنگو نم بارون بزنه شلق شلق رو گونه هامون♫♪
بپیچه تو گوش کوچه خنده هامون برسه به گوش آسمون صدامون
چه قشنگه که بگیری دستمو نگام کنی و یهویی یواشکی صدام کنیو♫♪
نفس بشی و من♫♪ برات بمیرم بپرم دوباره دستاتو بگیرم بگم عاشق توام عزیزترینم
حالا من عاشقم یا تو میبندی چشماتو میگی فقط با تو قشنگه دنیا
قدم بزن با من تو نم نم بارون که مثل ما عاشق نمیشه پیدا♫♪
چشات مست و لبات خندون دلت پاکه مث بارون ببین لیلی کنار تو چه آرومه دل مجنون
حالا من عاشقم یا تو میبندی چشماتو♫♪ میگی فقط با تو قشنگه دنیا♫♪
قدم بزن با من تو نم نم بارون که مثل ما عاشق نمیشه پیدا
حالا من عاشقم یا تو میبندی چشماتو میگی فقط با تو قشنگه دنیا♫♪
قدم بزن با من تو نم نم بارون که مثل ما عاشق نمیشه پیدا♫♪

♪♪♫♫♪♪♯

حامد همایون عاشقانه

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید حامد همایون عاشقانه

نوشته دانلود آهنگ جدید حامد همایون عاشقانه اولین بار در هرچی پدیدار شد.

برای خرید مایکروویو چقدر به همراهید هزینه انجام؟ + جدول قیمت

برای خرید مایکروویو پاناسونیک مدل NN-CD۹۹۷S در به همراهزار به همراهید حدود ۲ میلیون و ۵۴۹ هزار تومان هزینه پرداخت.

به نقل گروه منطقه موزیک ۲۰:۳۰؛   برای خرید انواع مایکروویو در به همراهزار لوازم خانگی به همراه توجه به برند، ودل و امکانات به همراهید هزینه متفاوتی پرداخت انجام.

به طوری‌که طبق جدول زیر برای خرید یک مایکروویو ساده به همراهید حدود ۵۰۰ هزار تومان هزینه پرداخت انجام و برخی از مدل‌ها به همراهتوجه به امکانات تا زیاد از ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارند.

انتهای پیام/

منبع

نوشته برای خرید مایکروویو چقدر به همراهید هزینه انجام؟ + جدول قیمت اولین بار در شهر موزیک پدیدار شد.

جدیدترین اخبار روز ایران و جهان